




بسم الله الرحمن الرحیم
فضیلت قرائت "دعای ندبه" در صبح آدینه + سند
عقیق: یکی از تکالیف و آداب شیعیان در عصر غیبت، ناله کردن و نُدبه نمودن و تاسف خوردن به غیبت «امامشان» است.
ندبه، به معنای فراخوانی و نیز گریه و ناله است ، همراه با ذکر خوبیهای او میباشد. این دعای شریف، مشتمل بر استغاثه و استمداد از حضرت ولی عصر (عجلاللّٰهتعالیفرجهالشریف) و تاسف بر
غیبت و گریه از فراق آن بزرگوار است؛ ازاین رو به این نام شهرت یافته است.
این دعا مشتمل بر عقائد شیعه و تأسف بر غیبت مهدی است که از امام ششم شیعیان نقل گردیده و به خواندن آن در چهار عید:جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر توصیه شدهاست.
دعای ندبه را امام صادق (علیه السلام) به شیعیان زمان خویش آموختند و امر فرمودند كه این دعا در اعیاد چهارگانه جمعه،فطر،غدیرو قربان خوانده شود.
همچنین در زمان غیبت حضرت صاحب الزمان این دعا می تواند باعث تجدید عهد و میثاق با صاحب الزمان (عج) باشد. این دعا بیان تاریخی ازحضور اولیای خدا بر روی زمین تا حضرت مهدی(عج)
میباشد.
صدرالاسلام همدانی در كتاب خود (تكالیف الآنام) در رابطه با فضیلت دعای ندبه گفته است:هرگاه در جایی با حضور قلب و اخلاص تمام و توجه به مضامین عالی آن خوانده شود نه تنهاعنایت و توجه
امام زمان را به آن مكان جلب میكند بلكه باعث حضور حضرت در آنجا میگردد.
بسیاری از اولیا با خواندن این دعا با حضرت مهدی(عج) ملاقات داشته اند.
محدث نوری نقل میكند در كنار حرم عسگریین علیه السلام شخصی بود به نام آقا محمد به نقل از مادرش نوری در سرداب مشغول به خواندن دعای ندبه بود كه حضرت مهدی(عج) در آنجا می آیند و با او ملاقات می كنند.
دعای ندبه دعای زاری منتظران
و همین است سرّ این همه تاکید بر مداومت نسبت به دعای ندبه، دعای زاری منتظران، دعای گریه چشم انتظاران، دعای ندبهای که در آن میخوانیم:
تا کی سرگشته و سرگردان تو باشم؟ مولای من!
تا کی و با چه بیانی تو را بستایم و چگونه نجوا سر کنم؟
برمن سخت است که از غیر تو پاسخ شنوم و جز تو دلداریم دهد.
بر من سخت است که من بر تو بگریم و دیگران تو را واگذارند.
بر من سخت است که سختیها نه بر آنان بلکه بر تو وارد آید.
آیا کمکدهندهای هست که پا به پای او نالههای طولانی و گریههای همیشگی داشته باشم؟
آیا زاریکننده بیتابی هست که در تنهاییهایش با زاری و بیتابی خود یاریش کنم؟
آیا چشمیهست که خار در آن خلیده باشد و چشمان من در ناراحتی و دردِ این خار خلیدگی، با آن همراهی کند؟
آه، ای فرزند پیامبر آیا به سوی تو راهی هست، تا شرف دیدار حاصل آید؟
«اللهم انّا نَرْغّبُ اِلیْکَ فی دَولَه کَرِیَمه تُعِزُّ بِهَا الاسلامَ وَ اَهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَ اَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنا فیها مِنَ الدُّعاه اِلی طاعَتِکَ وَ الْقادَه اِلی سَبیلِکَ وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَه الدُّنیا وَ الآخِرَه».
سند دعا
دعای ندبه را عدهای از علما و محدثین نقل کردهاند و برخی تا ۱۵ سند برای آن بر شمردهاند. از آن جمله:
-
ابو جعفر محمد بن حسین بن سفیان بزوفری. او معاصر شیخ نجاشی و از اعلام قرن پنجم بوده، این دعا را نقل کردهاست.
-
ابوالفرج محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قره قنائی . او در کتاب «الدعاء» نقل کردهاست. او که از مشایخ شیخ مفید؛ به حساب میآید مورد تأیید خاص او قرار گرفتهاست.
-
سید بن طاووس. او در کتاب مصباح الزائر[۲] و اقبال الاعمال[۳] به نقل از کتاب محمّد بن حسین بن سفیان بزوفری نقل کرده وآن را به امام زمان نسبت دادهاست.
-
علامه مجلسی .دعای ندبه را در کتاب بحارالانوار به نقل از مصباح الزائر سید بن طاووس و در کتاب تحفة الزائر و در کتاب زاد المعاد نیز دعای ندبه را نقل کرده و در سرآغاز می گوید: و اما دعای ندبه که مشتمل است بر عقاید حقه و تاسف بر غیبت حضرت قائم، علیه السلام، به سند معتبر از حضرت امام جعفر صادق، علیه السلام، منقول است، که سنت است این دعای ندبه را در چهار عید بخواند، یعنی: جمعه، عید فطر، عید قربان و عید غدیر[۴].
-
محدث نوری.محدث میرزا حسین نوری، در کتاب تحیة الزائر دعای ندبه را به نقل از مزار کبیر، مزار قدیم، و مصباح الزائر سید بن طاووس روایت کردهاست.[۵]
-
و بسیاری دیگر از بزرگان شیعه این دعا را نقل کردهاند.[۶]
شرحها
محققان این دعا را مورد توجه خود قرار داده و بر آن شروح و حواشی نوشتهاند. برخی از قدیمیترین آنها عبارتاند از:
-
شرح دعای ندبه از صدرالدین محمد حسنی مدرس یزدی.
-
عقد الجمان لندبة صاحبالزمان از میرزا عبدالرحیم تبریزی.
-
وسیلة القربة فی شرح دعاء الندبة از شیخ علی خوئی.
-
شرح دعای ندبه از ملا حسن تربتی سبزواری.
-
النخبة فی شرح دعاء الندبة از سید محمود مرعشی.
-
شرح یا ترجمه دعای ندبه از سردار کابلی.
-
معالم القربة فی شرح دعاء الندبة از محدث ارموی.
-
وظائف الشیعة فی شرح دعاء الندبة از ادیب اصفهانی.
-
کشف الکربة از محدث ارموی.
-
نوید بامداد پیروزی از موسوی خرم آبادی.
-
شرح وترجمه دعای ندبه از محبّ الاسلام.
-
نصرة المؤمنین از عبدالرضا خان ابراهیمی.
-
فروغ الولایة از آیت اللَّه صافی.
-
الکلمات النخبة از عطائی اصفهانی.
-
رسالة حول دعاء الندبة از محمّد تقی تستری.
-
رسالة حول دعاء الندبة از میرجهانی اصفهانی.
-
سند دعاء الندبة از سید یاسین الموسوی.
-
شرحی بر دعای ندبه از علوی طالقانی.
اَلْحَمْدُ لله رَبِّ الْعالَمینَ، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلى سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً
ستایش و سپاس مخصوص خداست که آفریننده جهانست و درود و تحیّت کامل بر سیّد ما و پیغمبر خدا، حضرت محمد مصطفى و آل اطهارش باد.
اَللّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ عَلى ما جَرى بِهِ قَضاؤُکَ فى أَوْلِیائِکَ الَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِکَ وَ دینِکَ،إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزیلَ ما عِنْدَکَ
پروردگارا ترا ستایش مىکنم براى هر چه که در قضا و قدر تقدیر کردى بر خاصّان و محبانت، یعنى بر آنان که وجودشان را براى حضرتت خالص و براى دینت مخصوص گردانیدى
مِنَ النَّعیمِ الْمُقیمِ، الَّذى لا زَوالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلالَ، بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیَّةِ
چون بزرگ نعیم باقى بى زوال ابدى را که نزد توست بر آنان اختیار کردى، بعد از آنکه زهد در مقامات و لذات و زیب و زیور دنیاى دون را بر آنها شرط فرمودى
وَ زُخْرُفِها وَ زِبْرِجِها، فَشَرَطُوا لَکَ ذلِکَ، وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفاءَ بِهِ
آنها هم بر این شرط متعهد شدند و تو هم مى دانستى که به عهد خود وفا خواهند کرد
فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ، وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّکْرَ الْعَلِىَّ، وَالثَّناءَ الْجَلِىَّ، وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِکَتَکَ، وَ کَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِکَ
پس آنان را مقبول و مقرّب درگاه خود فرمودى و علوّ ذکر، یعنى قرآن با بلندى نام و ثناى خاص و عام بر آنها از پیش عطا کردى و فرشتگانت را بر آنها فرو فرستاده و با وحی خودت آنها را کرامت بخشیدی.
وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِکَ، وَ جَعَلْتَهُمُ الذَّریعَةَ إِلَیْکَ، وَالْوَسیلَةَ إِلى رِضْوانِکَ، فَبَعْضٌ أَسْکَنْتَهُ جَنَّتَکَ
و آنها را واسطه و وسیله دخول به رضوان و بهشت و رحمت خود گردانیدى
إِلى أَنْ أَخْرَجْتَهُ مِنْها، وَ بَعْضٌ حَمَلْتَهُ فى فُلْکِکَ، وَ نَجَّیْتَهُ وَ مَنْ آمَنَ مَعَهُ مِنَ الْهَلَکَةِ بِرَحْمَتِکَ
پس بعضى از آنها را در بهشت منزل دادى تا هنگامى که او را از بهشت بیرون کردى. برخى را در کشتى نشانده، با هر کس ایمان آورده و در کشتى با او در آمده بود همه را از هلاکت، به رحمت خود نجات دادى
وَ بَعْضٌ اتَّخَذْتَهُ لِنَفْسِکَ خَلیلاً، وَ سَأَلَکَ لِسانَ صِدْقٍ فِى الْآخِرینَ، فَأَجَبْتَهُ وَ جَعَلْتَ ذلِکَ عَلِیّاً، وَ بَعْضٌ کَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَکْلیماً، وَ جَعَلْتَ لَهُ مِنْ أَخیهِ رِدْءاً وَ وَزیراً
بعضى را به مقام خلّت خود برگزیده، درخواستش را که وى لسان صدق در اممّ آخر باشد اجابت کرده و به مقام بلند رسانیدى. بعضى را از شجره طور با وى تکلّم کرده و برادرش را وزیر و معاون وى گردانیدى
وَ بَعْضٌ أَوْلَدْتَـهُ مِنْ غَـیْـرِ أَبٍ، وَ آتَـیْـتَـهُ الْبـَیِّـنـاتِ، وَ أَیَّـدْتَـهُ بِـرُوحِ الْـقُـدُسِ وَ کُلٌّ شَرَعْتَ لَهُ شَریعَةً، وَ نَهَجْتَ لَهُ مِنْهاجاً
بعضى را بدون پدر و تنها از مادر ایجاد کردى و به او معجزات عطا فرموده، او را به روح قدس الهى مـؤیّـد داشتى. و همه آن پیمبران را شریعت و طریقه و آیینى عطا کردى
وَ تَخَیَّرْتَ لَهُ أَوْصِیاءَ، مُسْتَحْفِظاً بَعْدَ مُسْتَحْفِظٍ، مِنْ مُدَّةٍ إِلى مُدَّةٍ، إِقامَةً لِدینِکَ، وَ حُجَّةً عَلى عِبادِکَ
و براى آنان وصى و جانشینى، براى آنکه یکى بعد از دیگرى مستحفظ دین و نگهبان آیین و شریعت و حجّت بر بندگان تو باشد از مدّتى تا مدّت معین، قرار دادى
وَ لِئَلّا یَزُولَ الْحَقُّ عَنْ مَقَرِّهِ وَ یَغْلِبَ الْباطِلُ عَلى أَهْلِهِ، وَلا یَقُولَ أَحَدٌ لَوْلا أَرْسَلْتَ إِلَیْنا رَسُولاً مُنْذِراً، وَ أَقَمْتَ لَنا عَلَماً هادِیاً، فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَذِلَّ وَ نَخْزى
تا آنکه دین حق از قرارگاه خود خارج نشود و اهل باطل غلبه نکنند. و تا کسى نتواند گفت که: اى خدا چرا رسول به سوى ما نفرستادى که ما را از جانب تو به اندرز و نصیحت ارشاد کند؟ و چرا پیشوا و رهبرى نگماشتى که ما از آیات و رسولانت پیروى کنیم پیش از آنکه به گمراهى و ذلّت و خذلان در افتیم؟
إِلى أَنِ انْتَهَیْتَ بِالْأَمْرِ إِلى حَبیبِکَ وَ نَجیبِکَ، مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ فَکانَ کَمَا انْتَجَبْتَهُ، سَیِّدَ مَنْ خَلَقْتَهُ، وَ صَفْـوَةَ مَنِ اصْطَفَیْتَهُ، وَ أَفْضَلَ مَنِ اجْتَبَیْتَهُ، وَ أَکْرَمَ مَنِ اعْتَمَدْتَهُ
لذا در هر دورهاى رسول فرستادى، تا آنکه امر رسالت به حبیب گرامیت محمّد صلى اللَّه علیه و آله منتهى گردید. او چنانکه تو او را به رسالت برگزیدى سید و بزرگ خلایق بود و خاصه و خلاصه پیمبرانى که به رسالت انتخاب فرمودى و افضل از هر کس که برگزیده توست و گرامى تر از تمام رُسُلى که معتمد تو بودند
قَدَّمْتَهُ عَلى أَنْبِیائِکَ، وَ بَعَثْتَهُ إِلَى الثَّقَلَیْنِ مِنْ عِبادِکَ، وَ أَوْطَأْتَهُ مَشارِقَکَ وَ مَغارِبَکَ، وَ سَخَّرْتَ لَـهُ الْـبُـراقَ وَ عَرَجْتَ بِرُوحِهِ إِلى سَمائِکَ، وَ أَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کـانَ وَ مـا یَکُـونُ إِلَى انْقِضاءِ خَلْقِکَ
بدین جهت او را بر همه رسولانت مقدّم داشتى و بر تمام بندگانت از جن و انس مبعوث گردانیدى و شرق و غرب عالمت را زیر قدم فرمان رسالتش گستردى و براق را مسخّر او فرمودى و روح پاک وى را به سوى آسمان خود به معراج بردى و علم گذشته و آینده، تا انقضاء خلقت را به او به ودیعت سپردى.
ثُمَّ نَصَرْتَهُ بِالرُّعْبِ، وَ حَفَفْتَهُ بِجَبْرَئیلَ وَ میکائیلَ، وَالْمُسَوِّمینَ مِنْ مَلائِکَتِکَ
آنگاه او را به واسطه رعب و ترس دشمن از او، بر دشمنان مظفّر و منصور گردانیدى و جبرئیل و میکائیل و دیگر فرشتگان با اسم و رسم و مقام را گرداگردش فرستادى
وَ وَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دینَهُ عَلَى الدّینِ کُلِّهِ، وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ وَ ذلِکَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ، وَ جَعَلْتَ لَهُ وَ لَهُمْ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ، لَلَّذى بِبَکَّةَ مُبارَکاً وَ هُدىً لِلْعالَمینَ
و به او پیروزى دینش را بر تمام ادیان عالم به رغم مشرکان وعده فرمودى و این ظفر پس از آن بود که رسول اکرم را (بعد از هجرت) باز، تو او را با فتح و ظفر به خانه کعبه مکان صدق اهل بیت باز گردانیدى و براى او و اهل بیتش، آن خانه مکه را اول بیت و نخستین خانه براى عبادت بندگان مقرر فرمودى. و (خاندانش را) وسیله هدایت عالمیان گردانیدى
فیهِ آیاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ إِبْراهیمَ وَ مَنْ دَخَلَهُ کانَ آمِناً، وَ قُلْتَ:إِنَّما یُـریـدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الـرِّجْسَ أَهْـلَ الْبَیْتِ، وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً
این خانه آیات و نشانههاى آشکار ایمان و مقام ابراهیم خلیل بود و محل امن و امان بر هر کس که در آن داخل مى شد. و درباره خاندان رسول فرمودى: البته خدا از شما اهل بیت رسول هر رجس و ناپاکى را دور مى سازد و کاملاً پاک و مبرّا مى گرداند
ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، مَوَدَّتَهُمْ فىکِتابِکَ، فَقُلْتَ: قُلْ لا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً، إِلَّاالْمَوَدَّةَ فِى الْقُرْبى وَ قَلْتَ: ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ
سپس مُزد محمد که درود تو بر او خاندانش باد؛ را دوستی آنان مقرّر کردی و در کتاب خود فرمودی: بگو من از شما مُزدی نمی خواهم، الا مودّت خویشانم. باز فرمودى: بگو همان اجر رسالتى را که خواستم؛ باز به نفع شما خواستم
وَ قُلْتَ: ما أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ، إلّا مَنْ شاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلى رَبِّهِ سَبیلاً، فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ إِلَیْکَ، وَالْمَسْلَکَ إِلى رِضْوانِکَ
و باز فرمودى: بگو من از شما امّت اجر رسالتى نمى خواهم، جز آنکه شما راه خدا را پیش گیرید. پس (میتوان فهمید) اهل بیت رسول، طریق و رهبر به سوى تواند در راه بهشت رضوان تواند
فَلَمَّاانْقَضَتْ أَیّامُهُ، أَقامَ وَلِیَّهُ عَلِىَّ بْنَ أَبى طالِبٍ، صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ آلِهِما، هادِیاً إِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ، وِ لِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ: مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِىٌّ مَوْلاهُ
و هنگامى که دوران عمر پیغمبرت سپرى گشت، وصى و جانشین خود على بن ابى طالب (صلوات اللَّه علیهما وآلهما) را به هدایت امت برگماشت. چون او منذر و براى هر قوم هادى امّت بود. پس رسول اکرم در حالى که امّت همه در پیش بودند؛ فرمود: هر کس که من پیشوا و دوست و ولىّ او بودم؛ پس از من، على مولا و امام و پیشواى او خواهد بود
اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ، وَ قالَ: مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِىٌّ أَمیرُهُ
بارالها دوست بدار هر که على را دوست بدارد و دشمن بدار هر که على را دشمن بدارد و یارى کن هر که على را یارى کند و خوار ساز هر که على را خوار سازد. باز فرمود: هر کس من پیغمبر او هستم؛ على امیر و فرماندار اوست
وَ قالَ: أَنَا وَ عَلِىٌّ مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ، وَ سائِرُ النّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتّى، وَ أَحَلَّهُ مَحَلَّ هرُوْنَ مِنْ مُوسى، فَقالَ لَهُ: أَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هرُوْنَ مِنْ مُوسى، إِلّا أَنَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى
باز فرمود: من و على هر دو شاخههاى یک درخـتـیـم و سـایـریـن از درختهـاى مختلفند. و پیغمبر على را نسبت به خود، به مقام هارون نسبت به موسى نشاند؛ جز آنکه فرمود: پس از من پیغمبرى نیست.
وَ زَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَةَ نِساءِ الْعالَمینَ، وَ أَحَلَّ لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ، وَ سَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ
باز رسول اکرم دختر گرامیش که سیّده زنان عالم است، را به على تزویج فرمود. باز حلال کرد بر على آنچه بر خود پیغمبر حلال بود و باز تمام درهاى منازل اصحاب را که به مسجد رسول باز بود، به حکم خدا بست غیر در خانه على
ثُمَّ أَوْدَعَهُ عِلْمَهُ وَ حِکْمَتَهُ، فَقالَ: أَنَا مَدینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِىٌّ بابُها، فَمَنْ أَرادَ الْمَدینَةَ وَالْحِکْمَةَ فَلْیَأْتِها مِنْ بابِها، ثُمَّ قالَ: أَنْتَ أَخى وَ وَصِیّى وَ وارِثى، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمى، وَ دَمُکَ مِنْ دَمى، وَ سِلْمُکَ سِلْمى، وَ حَرْبُکَ حَرْبى، وَالْإیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَ دَمَکَ کَما خالَطَ لَحْمى وَ دَمى
آنگاه رسول اسرار علم و حکمتش را نزد على به ودیعه گذاشت و فرمود: من شهر علم هستم و على دَرِ آن شهر. پس هر که بخواهد در این مدینه علم و حکمت وارد شود، از درگاهش باید وارد گردد. آنگاه فرمود: تو برادر من، وصىّ من و وارث من هستى. گوشت و خون تو، گوشت و خون من است. صلح و جنگ با تو، صلح و جنگ با من است و ایمان چنان با گوشت و خون تو آمیخته شده که با گوشت و خون من آمیختهاند
وَ أَنْتَ غَداً عَلَى الْحَوْضِ خَلیفَتى، وَ أَنْتَ تَقْضى دَیْنى، وَ تُنْجِزُ عِداتى، وَ شیعَتُکَ عَلى مَنابِرَ مِنْ نُورٍ، مُبْیَضَّةً وُجُوهُهُمْ حَوْلى فِى الْجَنَّةِ، وَ هُمْ جیرانى، وَ لَوْلا أَنْتَ یا عَلِىُّ لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدى
تو فردا جانشین من بر حوض کوثر خواهى بود و پس از من، تو اداء قرض من مى کنى و وعدههایم را انجام خواهى داد. شیعیان تو در قیامت بر کرسیهاى نور با روى سفید در بهشت ابد، اطراف من قرار گرفتهاند و آنها همسایه من هستند. اگر تو یا على بعد از من میان امتم نبودى، اهل ایمان به مقام معرفت نمى رسیدند.
وَ کانَ بَعْدَهُ هُدىً مِنَ الضَّلالِ، وَ نُوراً مِنَ الْعَمى، وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتینَ، وَ صِراطَهُ الْمُسْتَقیمَ، لا یُسْبَقُ بِقَرابَةٍ فى رَحِمٍ، وَ لا بِسابِقَةٍ فى دینٍ
همانا على بود که بعد از رسول اکرم؛ امت را از ضلالت و گمراهى و کفر و نابینایى، به مقام هدایت و بصیرت مى رسانید. او حبلاللَّه متین در راه مستقیم حق براى امت است. هیچ کس به قرابت با رسول، بر او سبقت نیافته و در اسلام و ایمان بر او سبقت نگرفته
وَلا یُلْحَقُ فى مَنْقَبَةٍ مِنْ مَناقِبِهِ، یَحْذُو حَذْوَالرَّسُولِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِما وَآلِهِما، وَ یُقاتِلُ عَلَى التَّأْویلِ، وَلا تَأْخُذُهُ فِى اللَّهِ لَوْمَةُ لائِمٍ
و نه کسى به او در مناقب و اوصافِ کمال خواهد رسید. تنها قدم به قدم از پى رسول اکرم، على راه پیمود که درود خدا بر هر دو و بر آل اطهارشان باد. و على است که بر تأویل (و حقایق و مقاصد اصلى قرآن) جنگ مى کند و در راه رضاى خدا از ملامت و سرزنش بدگویان باک ندارد
قَـدْ وَتَـرَ فیهِ صَنادیدَ الْعَرَبِ، وَ قَتَلَ أَبْطالَهُمْ، وَ ناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ، فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً، بَدْرِیَّةً وَ خَیْبَرِیَّةً وَ حُنَیْنِیَّةً وَ غَیْرَهُنَّ، فَأَضَبَّتْ عَلى عَداوَتِهِ
و در راه خدا، خونهاى صنادید و گردنکشان عرب را به خاک ریخت و شجاعان و پهلوانانشان را به قتل رساند و سرکشان را مطیع و منقاد کرد. در نتیجه دلهایشان پر از حقد و کینه، از واقعه جنگ بدر و حنین و خیبر و غیره گردید و بازماندگانشان کینه على را در دل گرفتند
وَ أَکَبَّتْ عَلى مُنابَذَتِهِ، حَتّى قَتَلَ النّاکِثینَ وَ الْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ وَ لَمّا قَضى نَحْبَهُ، وَ قَتَلَهُ أَشْقَى الْآخِرینَ، یَتْبَعُ أَشْقَى الْأَوَّلینَ
و در اثر آن کینه پنهانى، بر دشمنى او قیام کردند و به مبارزه و جنگ با او هجوم آوردند. تا آنکه ناگزیر او هم با عهد شکنان امّت (طلحه و زبیر) و با ظالمان و ستمکاران (معاویه و یاران او) و با خوارج مرتد از دین در نهروان به قتال برخاست. و چون نوبت اجلش فرا رسید و شقىترین خلق (اول و) آخر عالم؛ پیروى از شقىترین خلق اول نمود.
لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ،فِى الْهادینَ بَعْدَ الْهادینَ، وَالْأُمَّةُ مُصِرَّةٌ عَلى مَقْتِهِ، مُجْتَمِعَةٌ عَلى قَطیعَةِ رَحِمِهِ، وَ إِقْصاءِ وُلْدِهِ، إِلَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَةِ الْحَقِّ فیهِمْ
در نتیجه فرمان رسول اکرم صلى اللَّه علیه و آله را درباره هادیان خلق، یکى بعد از دیگرى امتثال نکردند و امت همه کمر بر دشمنى آنها بسته و بر قطع رحم پیغمبر و دور کردن اولاد طاهرینش متفق شدند. جز قلیلى از مؤمنان حقیقى که حقّ اولاد و رسول را رعایت کردند
فَقُتِلَ مَنْ قُتِلَ، وَ سُبِىَ مَنْ سُبِىَ، وَ أُقْصِىَ مَنْ أُقْصِىَ، وَ جَرَى الْقَضاءُ لَهُمْ بِما یُرْجى لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَةِ، إِذْ کانَتِ الْأَرْضُ لِلَّهِِ، یُورِثُها مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ، وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ
تا آنکه به ظلم ستمکاران امت، گروهى را کشته و جمعى اسیر و فرقهاى هم دور از وطن خود شدند. و قلم قضا بر آنها جارى شد به چیزى که امید از آن، حسن ثواب و پاداش نیکو است. چون زمین ملک خداست و هر که از بندگان را بخواهد، وارث ملک زمین خواهد کرد و عاقبت نیک عالم با اهل تقوى است
وَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً، وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ، فَعَلَىالْأَطائِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِىٍّ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِما وَ آلِهِما، فَلْیَبْکِ الْباکُونَ، وَ إِیّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النّادِبُونَ
و پروردگار ما از هر نقص و آلایش پاک و منزه است و وعدة او قطعى و محققالوقوع است و ابداً در وعده پروردگار خلاف نیست و در هر کار در کمال اقتدار و علم و حکمت است. پس باید گریه کنندگان، بر پاکان اهل بیت پیغمبر و على صلى اللَّه علیهما وآلهما گریه کنند و بر آن مظلومان عالم، ندبه و فغان نمایند
وَ لِمِثْلِهِمْ فَلْتَذْرِفِ الدُّمُوعُ ، وَلْیَصْرُخِ الصّارِخُونَ، وَ یَضِجَّ الضّاجُّونَ، وَ یَعِجَّ الْعاجُّونَ،أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ؟ أَیْنَ أَبْناءُ الْحُسَیْنِ؟
و براى مثل آن بزرگواران؛ اشک از دیدگان بارند و ناله و زارى و ضجّه و شیون از دل برکشند که اى پروردگار کجاست حسن بن على؟ کجاست حسین بن على؟
صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ، وَ صادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ،أَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ؟ أَیْنَ الْخِیَرَةُ بَعْدَ الْخِیَرَةِ؟ أَیْنَ الشُّمُوسُ الطّالِعَةُ؟
آن پاکان و راستگویان عالم کجایند آنها که یکی بعد از دیگرى، رهبر راه خدا و برگزیده از خلق خدا بودند؟ کجا رفتند تابان خورشیدها؟
أَیْنَ الْأَقْمارُ الْمُنیرَةُ؟ أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزّاهِرَةُ؟ أَیْنَ أَعْلامُ الدّینِ، وَ قَواعِدُ الْعِلْمِ؟أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتى لا تَخْلُوا مِنَ الْعِتْرَةِ الْهادِیَةِ؟
کجایند آن فروزان ماهها؟ کجا رفتند ستارگان درخشان ؟کجا رفتند آن رهنمایان دین و ارکان علم و دانش؟ کجاست حضرت بقیة اللَّه که عالم خالى از عترت هادى امت نخواهد بود؟
أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دابِرِ الظَّلَمَةِ؟ أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَةِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ؟ أَیْنَ الْمُرْتَجى لِإِزالَةِ الْجَورِ وَالْعُدْوانِ؟
کجاست آنکه براى برکندن ریشه ظالمان و ستمگران عالم مهیا گردیده؟ کجاست آنکه منتظریم اختلاف و کج رفتاریهاى اهل عالم را به راستى و اصلاح کند؟ کجاست آنکه امیدواریم اساس ظلم و عدوان را از عالم براندازد؟
أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرائِضِ وَالسُّنَنِ؟ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعادَةِ الْمِلَّةِ وَالشَّریعَةِ؟ أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیاءِ الْکِتابِ وَ حُدُودِهِ؟
کجاست آنکه براى تجدید فرائض و سنن اسلام که محو و فراموش گردیده؛ ذخیره است؟ کجاست آنکه براى برگردانیدن ملّت و شریعت مقدّس اسلام اختیار گردیده؟ کجاست آنکه آرزومندیم کتاب و حدود آن را احیا سازد؟
أَیْنَ مُحْیى مَعالِمِ الدّینِ وَ أَهْلِهِ؟ أَیْنَ قاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدینَ؟ أَیْنَ هادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ؟ أَیْنَ مُبیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ؟ أَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَىِّ وَالشِّقاقِ؟
کجاست آنکه دین، ایمان و اهل ایمان را زنده گرداند؟ کجاست آنکه شوکت ستمکاران و متعدیان را در هم مى شکند؟ کجاست آنکه بنا و سازمانهاى شرک و نفاق را ویران مى کند؟ کجاست آنکه فسق و عصیان و طغیان را هلاک و نابود مى گرداند؟ کجاست آنکه برای کندن ریشة گمراهى و دشمنى مهیاست؟
أَیْنَ طامِسُ آثارِ الزَّیْغِ وَالْأَهْواءِ؟ أَیْنَ قاطِعُ حَبائِلِ الْکِذْبِ وَالْاِفْتِراءِ؟ أَیْنَ مُبیدُ الْعُتاةِ وَالْمَرَدَةِ؟ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ وَالتَّضْلیلِ وَالْإِلْحادِ؟
کجاست آنکه اندیشه باطل و هواهاى نفسانى را نابود مى سازد؟کجاست آنکه ریسمان دروغ و افتراء را قطع خواهد کرد؟ کجاست آنکه متکبرانِ سرکش را هلاک و نابود مى گرداند؟ کجاست آنکه مردم ملحد، معاند و گمراه کننده را بیچاره کند؟
أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیاءِ، وَ مُذِلُّ الْأَعْداءِ؟ أَیْنَ جامِعُ الْکَلِمَةِ عَلَى التَّقْوى؟ أَیْنَ بابُ اللَّهِ الَّذى مِنْهُ یُؤْتى؟ أَیْنَ وَجْهُ اللَّهِ الَّذى إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیاءُ؟ أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْأَرْضِ وَالسَّماءِ؟
کجاست آنکه دوستان را عزیز و دشمنان را ذلیل خواهد کرد؟ کجاست آنکه مردم را بر وحدت کلمه و تقوى مجتمع مى سازد؟ کجاست باب الهى که از آن وارد مى شوند؟ کجاست آن وجه الهى که دوستان به سوى او روى آوردند؟ کجاست آن وسیله که بین آسمان و زمین پیوسته است؟
أَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَ ناشِرُ رایَةِ الْهُدى؟ أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا؟ أَیْنَ الطّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیاءِ وَ أَبْناءِ الأَنْبِیاءِ؟
کجاست صاحب روز فتح و برافرازنده پرچم هدایت در عالم؟ کجاست آنکه پریشانیهاى خلق را اصلاح و دلها را خشنود مى سازد؟ کجاست آنکسی که از ظلم امتّ بر انبیاء و اولاد انبیاء دادخواهى مى کند؟
أَیْنَ الطّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلاءَ؟ أَیْنَ الْمَنْصُورُ عَلى مَنِ اعْتَدى عَلَیْهِ وَافْتَرى؟ أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذى یُجابُ إِذا دَعی؟ أَیْنَ صَدْرُ الْخَلائِقِ ذُوالْبِرِّ وَالتَّقْوى؟ أَیْنَ ابْنُ النَّبِىِّ الْمُصْطَفى؟ وَابْنُ عَلِىٍّ الْمُرْتَضى؟
کجاست آنکه انتقام خون شهید کربلا را خواهد گرفت؟ کجاست آنکه خدا بر ستمکاران و تهمت زنندگان، او را پیروز مى گرداند؟ کجاست آنکه دعاى خلق پریشان را اجابت مى کند؟ کجاست آن بالاترین خلایق و صاحب نیکوکارى و تقوى؟ کجاست فرزند پیغمبر محمد مصطفى؟ و فرزند على مرتضى ؟
وَابْنُ خَدیجَةَ الْغَرّاءِ؟ وَابْنُ فاطِمَةَ الْکُبْرى؟ بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى وَ نَفْسى لَکَ الْوِقاءُ وَالْحِمى، یَابْنَ السّادَةِ الْمُقَرَّبینَ، یَابْنَ النُّجَباءِ الْأَکْرَمینَ، یَابْنَ الْهُداةِ الْمَهْدِیّینَ، یَابْنَ الْخِیَرَةِ الْمُهَذَّبینَ
و فرزند خدیجه بلند مقام ؟ و فرزند فاطمه زهرا بزرگترین زنان عالم؟ پدر و مادرم فداى تو؛ جانم نگهدار و حامى ذات پاک تو باد اى فرزند بزرگان مقربان خدا. اى فرزند اصیل و شریف بزرگوارترین اهل عالم؛ اى فرزند هادیان هدایت یافته؛ ای فرزند بهترین مردان مهذّب
یَابْنَ الْغَطارِفَةِ الْأَنْجَبینَ، یَابْنَ الْأَطائِبِ الْمُطَهَّرینَ، یَابْنَ الْخَضارِمَةِ الْمُنْتَجَبینَ، یَابْنَ الْقَماقِمَةِ الْأَکْرَمینَ، یَابْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَةِ، یَابْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَةِ، یَابْنَ الشُّهُبِ الثّاقِبَةِ، یَابْنَ الْأَنْجُمِ الزّاهِرَةِ، یَابْنَ السُّبُلِ الْواضِحَةِ
اى فرزند مهتران شرافتمندان خلق؛ اى فرزند نیکوترین پاکان عالم؛ اى فرزند جوانمردان و برگزیدگان؛ اى فرزند گرامیترِ مهتران؛ اى فرزند تابان ماهها و فروزان چراغها و درخشان ستارگان؛ اى فرزند راههاى روشن خدا؛ اى فرزند نشانهاى آشکار حق
یَابْنَ الْأَعْلامِ اللّائِحَةِ، یَابْنَ الْعُلُومِ الْکامِلَةِ، یَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَةِ، یَابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثُورَةِ، یَابْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَةِ، یَابْنَ الدَّلائِلِ الْمَشْهُودَةِ، یَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ
اى فرزند علوم (و معارف) کامل الهى؛ اى فرزند سنن و قوانین معروف آسمانى؛ اى فرزند معالم و آثار ایمان که مذکور است اى فرزند معجزات محقق و موجود؛ اى فرزند راهنمایان آشکار و مشهود خلق؛ اى فرزند صراط مستقیم خدا
یَابْنَ النَّبَأِ الْعَظیمِ، یَابْنَ مَنْ هُوَ فى أُمِّ الْکِتابِ لَدَى اللَّهِ عَلِىٌّ حَکیمٌ، یَابْنَ الْآیاتِ وَالْبَیِّناتِ، یَابْنَ الدَّلائِلِ الظّاهِراتِ، یَابْنَ الْبَراهینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ، یَابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ، یَابْنَ النِّعَمِ السّابِغاتِ، یَابْنَ طه وَالْمُحْکَماتِ
اى فرزند خبر عظیم؛ اى فرزند کسى که در امّ الکتاب (علم حق) نزد خدا على و حکیم است؛ اى فرزند حجّتهاى واضح الهى؛ اى فرزند ادلّه روشن حق؛ اى فرزند برهانهاى واضح و آشکار خدا؛ اى فرزند حجّتهاى بالغه الهى؛ اى فرزند نعمتهاى عام الهى؛ اى فرزند طه و محکمات قرآن
یَابْنَ یس وَالذّارِیاتِ، یَابْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ، یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلّى فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنى، دُنُوّاً وَاقْتِراباً مِنَ الْعَلِىِّ الْأَعْلى
و ای فرزند یاسین و ذاریات؛ اى فرزند سوره طور و عادیات؛ اى فرزند آنکه خداوند در حقّش فرمود: دنى فتدلى فکان قاب قوسین او ادنى که نسبت به حضرت على اعلاى الهى مقرت ترین مقام است
لَیْتَ شِعْرى أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوى، بَلْ أَىُّ أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَرى، أَبِرَضْوى أَوْ غَیْرِها أَمْ ذى طُوى؛ عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ أَرَى الْخَلْقَ وَلا تُرى، وَلا أَسْمَعُ لَکَ حَسیساً وَلا نَجْوى
کاش مى دانستم کجا دلها به ظهور تو قرار و آرام خواهد یافت؟ آیا به کدام سرزمین اقامت دارى؟ آیا به زمین رضوان یا غیر آن؛ یا به دیار ذوطوى متمکن گردیدهاى؟ بسیار سخت است بر من که خلق را همه ببینم و ترا نبینم و هیچ از تو صدایى حتى آهسته هم بگوش من نرسد
عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ تُحیطَ بِکَ دُونَىِ الْبَلْوى، وَلا یَنالُکَ مِنّى ضَجیجٌ وَلا شَکْوى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنّا، بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنّا
بسیار سخت است بر من بواسطه فراق تو؛ و اینکه تو به تنهایی گرفتار باشی و نالة من نیز به حضرتت نرسد و شکوه به تو نتوانم. به جانم قسم که تو آن حقیقت پنهانى که دور از ما نیستى. به جانم قسم تو آن شخص جدا از مایى، که ابداً جدا نیستى
بِنَفْسى أَنْتَ أُمْنِیَّةُ شائِقٍ یَتَمَنّى، مِنْ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ ذَکَراً فَحَنّا بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لا یُسامى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ أَثیلِ مَجْدٍ لا یُجارى بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ لا تُضاهى
به جانم قسم که تو، همان آرزوى قلبى و مشتاق الیه مرد و زنِ اهل ایمانى که هر دلى از زیادت شوق او نالة مى زند. به جانم قسم تو آن عزّتی هستی که هم طرازی ندارد. به جانم قسم تو آن عظمتی هستی که هم قطاری ندارد. از آن نعمتهاى خاص عالى خداوندی، که مثل و مانند نخواهد داشت
بِنَفْسى أَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لا یُساوى إِلى مَتى أَحارُ فیکَ یا مَوْلاىَ وَ إِلى مَتى، وَ أَىَّ خِطابٍ أَصِفُ فیکَ وَ أَىَّ نَجْوى عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ أُجابَ دُونَکَ وَ أُناغى عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ أَبْکِیَکَ وَ یَخْذُلَکَ الْوَرى عَزیزٌ عَلَىَّ أَنْ یَجْرِىَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما جَرى
به جانم قسم که تو از آن خاندان عدالت و شرفى که احدى برابرى با شما نتواند کرد. اى مولاى من؛ تا کى در (انتظار) شما حیران و سرگردان باشیم؟ تا به کى و به چگونه خطابى درباره تو توصیف کنم و چگونه راز دل گویم؟ اى مولاى من بر من بسى سخت است که پاسخ، از غیر تو یابم. سخت است بر من از تو بگویم و خلق تو را واگذارند. سخت و مشکل است بر من که بر تو ماجرای دیگرى (غیبت ممتد) پیش آمد
هَلْ مِنْ مُعینٍ فَأُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکاءَ؟ هَلْ مِنْ جَزُوعٍ فَأُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا؟ هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنى عَلَى الْقَذى؟ هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقى؟ هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ بِعِدَهٍ فَنَحْظى؟
آیا کسى هست که مرا یارى کند تا بسى نالة فراق و فریاد و فغان طولانى از دل برکشم؟ کسى هست که جزع و زارى کند؟ آیا چشمى مى گرید تا چشم من هم با او مساعدت کند و زار زار بگرید؟ اى پسر پیغمبر آیا به سوى تو راه ملاقاتى هست؟ آیا امروز به فردایى مى رسد که به دیدار جمالت بهره مند شویم؟
مَتى نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّةَ فَنَرْوى؟ مَتى نَنْتَقِعُ مِنْ عَذْبِ مائِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدى؟ مَتى نُغادیکَ وَ نُراوِحُکَ فَنُقِرُّ عَیْناً؟ مَتى تَرانا وَ نَراکَ وَ قَدْ نَشَرْتَ لِواءَ النَّصْرِ تُرى؟ أَتَرانا نَحُفُّ بِکَ وَ أَنْتَ تَأُمُّ الْمَلَأَ، وَ قَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً؟
آیا کى شود که بر جویبارهاى رحمت درآییم و سیراب شویم؟ کى شود در چشمه آب زلال (ظهور) تو، ما غرقه شویم؛ که عطش ما طولانى گشت؟ کى شود که ما با تو صبح و شام کنیم تا چشم ما به جمالت روشن شود؟ کى شود که تو ما را و ما تو را ببینیم، هنگامى که پرچم نصرت و پیروزى در عالم برافراشتهاى؟ آیا خواهیم دید که ما به گرد تو حلقه زده و تو با سپاه تمام روى زمین را پر از عدل و داد کرده باشى؟
وَ أَذَقْتَ أَعْداءَکَ هَواناً وَ عِقاباً، وَ أَبَرْتَ الْعُتاةَ وَ جَحَدَةَ الْحَقِّ، وَ قَطَعْتَ دابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ، وَاجْتَثَثْتَ أُصُولَ الظّالِمینَ، وَ نَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِِ رَبِّ الْعالَمینَ
و دشمنانت را کیفر خوارى و عقاب بچشانى و سرکشان و کافران و منکران خدا را نابود گردانى و ریشه متکبّران عالم و ستمکاران جهان را از بیخ برکنى، تا با خاطر شاد ما به الحمد لله رب العالمین لب برگشاییم
اَللّهُمَّ أَنْتَ کَشّافُ الْکُرَبِ وَالْبَلْوى، وَ إِلَیْکَ أَسْتَعْدى فَعِنْدَکَ الْعَدْوى، وَ أَنْتَ رَبُّ الْآخِرَةِ وَالدُّنْیا، فَأَغِثْ یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ. عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلى، وَ أَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدیدَ الْقُوى، وَ أَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسى وَالْجَوى، وَ بَرِّدْ غَلیلَهُ یا مَنْ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى، وَ مَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعى وَالْمُنْتَهى
اى خدا تو برطرف کننده غم و اندوه دلهایى، من از تو داد دل مى خواهم که تویى دادخواه و تو خداى دنیا و آخرتى. بارى به داد ما برس اى فریادرس فریاد خواهان. بندة ضعیف بلا و ستم رسیده را دریاب و سیّد او را براى او ظاهر گردان. اى خداى بسیار مقتدر و توانا؛ لطف کن و ما را به ظهورش از غم و اندوه و سوز دل بِرَهان و حرارت قلب ما را فرو نشان
اَللّهُمَّ وَ نَحْنُ عَبیدُکَ التّائِقُونَ إِلى وَلِیِّکَ، الْمُذَکِّرِ بِکَ وَ بِنَبِیِّکَ، خَلَقْتَهُ لَنا عِصْمَةً وَ مَلاذاً، وَ أَقَمْتَهُ لَنا قِواماً وَ مَعاذاً، وَ جَعَلْتَهُ لِلْمُؤْمِنینَ مِنّا إِماماً، فَبَلِّغْهُ مِنّا تَحِیَّةً وَ سَلاماً
اى خدایى که بر عرش، استقرار ازلى دارى و رجوع همه عالم به سوى تست و منتهى به حضرت تست. اى خدا ما بندگان حقیرت، مشتاق ظهور ولىّ توییم که او یاد آور تو و رسول توست. او را براى عصمت و نگهدارى و پناه دین و ایمان ما آفریدهاى و او را برانگیختهاى تا قوام و حافظ و پناه خلق باشد و او را براى اهل ایمان از ما بندگانت، امام و پیشوا قرار دادى. پس تو از ما به آن حضرت سلام و تحیت برسان
وَ زِدْنا بِذلِکَ یا رَبِّ إِکْراماً، وَاجْعَلْ مُسْتَقَرَّهُ لَنا مُسْتَقَرّاً وَ مُقاماً، وَ أَتْمِمْ نِعْمَتَکَ بِتَقْدیمِکَ إِیّاهُ أَمامَنا، حَتّى تُورِدَنا جِنانَکَ، وَ مُرافَقَةَ الشُّهَداءِ مِنْ خُلَصائِکَ
و بدین واسطه مزید کرامت ما گردان و قرارگاه آن حضرت (آنچه باعث قرار و آرامش او میشود) را قرارگاه و آرام بخش شیعیان قرار ده و به واسطه پیشوایى او بر ما نعمت را تمام گردان. تا آن بزرگوار به هدایتش، ما را در بهشتهاى تو داخل سازد و با شهیدان راه تو و دوستانِ خاص تو رفیق گرداند
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ جَدِّهِ وَ رَسُولِکَ السَّیِّدِ الْأَکْبَرِ، وَ صَلِّ عَلى أَبیهِ السَّیِّدِ الْأَصْغَرِ، وَ جَدَّتِهِ الصِّدّیقَةِ الْکُبْرى، فاطِمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ، وَ عَلى مَنِاصْطَفَیْتَ مِنْ آبائِهِ الْبَرَرَةِ، وَ عَلَیْهِ أَفْضَلَ وَ أَکْمَلَ وَ أَتَمَّ وَ أَدْوَمَ وَ أَکْثَرَ وَ أَوْفَرَ ما صَلَّیْتَ عَلى أَحَدٍ مِنْ أَصْفِیائِکَ وَ خِیَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ
اى خدا درود فرست بر محمد و آل محمد و باز هم درود فرست بر محمد، جدّ امام زمان که رسول تو، سیّد و بزرگترین پیغمبران است و بر على جدّ دیگرش که سیّد سلحشور حمله کننده در راه جهاد توست. و بر جدّه او صدیقه کبرى فاطمه دختر حضرت محمد و بر آنان که تو برگزیدى از پدران نیکوکار او بر همه آنان و بر او فرست بهتر و کاملتر و پیوسته و دائمى و بیشتر و وافرترین درود و رحمتى که بر احدى از برگزیدگان و نیکان خلقت چنین رحمتى کامل عطا کردى
وَ صَلِّ عَلَیْهِ صَلاةً لا غایَةَ لِعَدَدِها، وَ لا نِهایَةَ لِمَدَدِها، وَ لا نَفادَ لِأَمَدِها اَللّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ
و باز رحمت و درود فرست بر او رحمتى که شمارش بى حدّ و انبساطش بیانتها و جاودانی و همچنین زمانش بى پایان باشد و تمام نگردد. اى خدا به آن حضرت، دین حق را پاینده دار
وَ أَدْحِضْ بِهِ الْباطِلَ، وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِیاءَکَ، وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْداءَکَ، وَ صِلِ اللّهُمَّ بَیْنَنا وَ بَیْنَهُ، وُصْلَةً تُؤَدّى إِلى مُرافَقَةِ سَلَفِهِ وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَ یَمْکُثُ فى ظِلِّهِمْ
و (بوسیله او) اهل باطل را محو و نابود ساز و دوستانت را با آن حضرت (به راه معرفت و سعادت) هدایت فرما و دشمنانت را به واسطه او ذلیل و خوار گردان. اى خداى منان ما او را پیوند و اتصالى کامل ده که منتهى شود به رفاقت ما با پدرانش (در دنیا و آخرت) و ما را از آن کسان قرار ده که چنگ به دامان آن بزرگواران زده است و در سایه آنان زیست مى کنند
وَ أَعِنّا عَلى تَأْدِیَةِ حُقُوقِهِ إِلَیْهِ، وَالْاِجْتِهادِ فى طاعَتِهِ، وَاجْتِنابِ مَعْصِیَتِهِ، وَامْنُنْ عَلَیْنا بِرِضاهُ، وَ هَبْ لَنا رَأْفَتَهُ وَ رَحْمَتَهُ، وَ دُعاءَهُ وَ خَیْرَهُ
و ما را در اداء حقوق آن حضرت و جهد و کوشش در طاعتش و دورى از عصیانش یارى فرما. و بر ما به رضا و خشنودى آن حضرت منّت گذار و رأفت و مهربانى و دعاى خیر و برکت وجود مقدس را به ما موهبت فرما
ما نَنالُ بِهِ سَعَةً مِنْ رَحْمَتِکَ، وَ فَوْزاً عِنْدَکَ، وَاجْعَلْ صَلاتَنا بِهِ مَقْبُولَةً، وَ ذُنُوبَنا بِهِ مَغْفُورَةً، وَ دُعاءَنا بِهِ مُسْتَجاباً؛ وَاجْعَلْ أَرْزاقَنا بِهِ مَبْسُوطَةً، وَ هُمُومَنا بِهِ مَکْفِیَّةً
تا بدین واسطه ما به رحمت واسعه و فوز سعادت نزد تو نائل شویم و به واسطه (توسل) به آن حضرت، نماز (و طاعات) ما را مقبول و گناهان ما را آمرزیده و دعاى ما را مستجاب ساز؛ و همّ و غمّ ما را بواسطه او برطرف و کفایت فرما
وَ حَوائِجَنا بِهِ مَقْضِیَّةً، وَ أَقْبِلْ إِلَیْنا بِوَجْهِکَ الْکَریمِ، وَاقْبَلْ تَقَرُّبَنا إِلَیْکَ، وَانْظُرْ إِلَیْنا نَظْرَةً رَحیمَةً، نَسْتَکْمِلُ بِهَا الْکَرامَةَ عِنْدَکَ
و روزی هاى ما را به واسطه او وسیع و حاجتهاى ما را برآورده گردان. و بر ما به وجه کریم (و رحمت با کرامت) اقبال و توجه فرما و تقرّب و توسل ما را به سوى خود بپذیر و بر ما به رحمت و لطف نظر فرما تا ما بدان نظر لطف کرامت نزد تو را به حدّ کمال رسانیم
ثُمَّ لا تَصْرِفْها عَنّا بِجُودِکَ، وَاسْقِنا مِنْ حَوْضِ جَدِّهِ، صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ، بِکَأْسِهِ وَ بِیَدِهِ رَیّاً رَوِیّاً، هَنیئاً سائِغاً، لا ظَمَاَ بَعْدَهُ، یا أَرْحَمَ الرّاحِمینَ.
آنگاه دیگر هرگز نظر لطف را از ما به کرامت باز مگیر و ما را از حوض کوثر جدّ پیغمبر صلى اللَّه علیه وآله به کاسه او و به دست او سیراب کن. سیرابى کامل گوارایى که بعد از آن سیراب شدن، دیگر تشنه نشویم اى مهربان ترین مهربانان.
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، بيستم ماه صفر، چهل روز پس از شهادت امام حسين عليه السلام و ياران با وفاي آن حضرت، در تاريخ به «اربعين» حسيني مشهور شده است.
دو رويدادبرزگ درخصوص اين روز مطرح است و اين كه كدام يك از اين دو رويداد، دليل اصلي عظمت و گراميداشت آن توسط مسلمين درطول اين ساليان بوده است، بحثي است كه موجب اظهارنظر و ورود بسياري از محققان و عالمان دين اسلام و مذهب تشيع در طول تمام اين ساليان بوده و نظرات و موافق و مخالف بسياري نيز دراين خصوص مطرح گرديده است.
به هرتفسير عده اي از بزرگان، اربعين را «روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه» ميدانند و عده اي نيز بي اعتقاد به اين مسئله، اين روز را صرفاً روزي ميدانند كه «جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين عليه السلام مشرف گرديد» و مهمترين مسئله درخصوص اربعين را در مفهوم و مسئلۀ «زيارت» جستجو كرده و معتقدند اربعين روزي است كه در آن «زيارت» در فرهنگ شيعه عظمت يافته و گرامي داشته ميشود.
در اين نوشته سعي شده بدون حمايت از يكي از اين دو ديدگاه، صرفاً دلايلي را كه در طول ساليان از دو سوي اين بحث مطرح گرديده، شرح داده و قضاوت را به شما خوانندگان و مفسرّان واگذاريم. با اين همه براي ورود به اين بحث نياز است تا حدودي به جزئيات و حواشي مطروحه درخصوص «اربعين» اشاره كرده و تا زمينۀ مناسب براي كنكاش در بحث موردنظر فراهم آيد.
اربعين واژهاي است عربي كه در متون ديني ما زياد به آن توجه شده است. به گونهاي كه اين كلمه از قداست خاصي برخوردار است. حضرت آيت الله جوادي آملي قائل است: در رقم اربعين، خصوصيتي وجود دارد كه در ساير ارقام، آن خصوصيت وجود ندارد. غالب انبيا در سن چهل سالگي به مقام رسالت رسيدهاند. مدت مناجات حضرت موسي عليهالسلام در كوه طور چهل شب بود: «و واعدنا موسي اربعين ليله»؛ گفتهاند در نماز شب ۴۰مومن را دعا كنيد… براي حسين بن علي عليهالسلام آسمان و زمين چهل روز گريستند.
همچنين دربرخي از روايات به بزرگداشت اين روز، اشاره شده است. در حديثي از امام حسن عسكري عليه السلام زيارت اربعين به عنوان يكي از نشانههاي مومن شمرده شده است. در اين حديث، آن حضرت ميفرمايد: علايم مومن پنج چيز است:
۱- پنجاه و يك ركعت نماز در هر شبانه روز (۱۷ ركعت واجب، بقيه مستحب)
۲- انگشتر به دست راست كردن
۳- پيشاني به خاك ماليدن
۴- بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» در نماز
۵- زيارت اربعين.
دراين زيارت كه متن آن را شيخ طوسي به نقل از امام صادق(ع) آورده است، جملات بسيار ارزندهاي آمده است. دربخشي از اين زيارت، هدف از قيام امام حسين (ع)، همان هدف نبي اكرم(ص) معرفي شده است. «و بذل مهجته فيك ليستنقذ عبادك من الجهالة و حيرة الضلالة»؛ امام حسين(ع) جان خويش را فدا كرد تا بندگان را از جهالت و سرگرداني گمراهي نجات دهد. آيت الله جوادي آملي مينويسد: اين كلمه «ليستنقذ عبادك» معنايش اين است كه همه كارهاي حسين بن علي(ع) براي آن بود كه هدف رسول گرامي(ص)عمل شود. يعني اگاه كردن مردم به تكاليف، سپس عمل كردن به آن.
تاريخچۀ زيارت اربعين
مرحوم آيتي مينويسد: ظاهر عبارت شيخ طوسي ان است كه جابر از مدينه به منظور زيارت حركت كرده بود و در روز بيستم ماه صفر وارد كربلا شد. نه آن كه رسيدن او به كربلا (به طور تصادفي) بعد از چهل روز از شهادت امام(ع)، روي داده باشد و بعيد نيست كه همين گونه باشد چراكه بعد از رسيدن اهل بيت(ع) به كوفه ابن زياد، عبدالملك بن الحارث السلمي را از عراق به حجاز فرستاد، تا عمرو بن سعيد بن عاص اموي، والي مدينه را از شهادت امام و ياران وي اگاه سازد.
عبدالملك بيدرنگ به مدينه رفت و خبر شهادت امام را رسما به والي مدينه ابلاغ كرد. در اين صورت ممكن است كه جابر بن عبد الله انصاري با خبر يافتن از فاجعه شهادت امام(ع) و بني هاشم، از مدينه حركت كرده باشد. جابر در بيستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زيارت امام (در اربعين) به دست او تاسيس گرديد.
عطيه و شخصيت او
فردي كه در اين روز به همراه جابر در اين روز به كربلا آمده «عطيه بن سعد عوفي كوفي» است. عطيه شخصيتي است كه امام علي(ع) اين نام را براي او برگزيده است. آيتي به نقل از طبري مينويسد: سعدبن جناده انصاري (پدر عطيه) در كوفه نزد علي عليه السلام آمد و گفت: اي امير مومنان خدا به من پسري داده لطفا شما او را نامگذاري كنيد. علي عليه السلام فرمود: «هذا عطيه الله» اين پسر عطيه خداست. حضرت با بيان اين جمله در واقع، او را نام گذاري كرد. آيتي در معرفي عطيه مينويسد: «بسيار شده است كه از روي ناداني و بياطلا عي وي را غلام جابر گفتهاند. در حالي كه او يكي از بزرگترين دانشمندان و مفسران اسلامي است. وي از بزرگان تابعين واز شاگردان عبدالله بن عباس ميباشد. عطيه تفسيري در پنج مجلد بر قران مجيد نوشته و از راويان حديث محسوب ميشود.»
روايت عطيه از روز اربعين
دركتاب «بشاره المصطفي» آمده است: عطيه عوفي ميگويد: به همراه جابر بن عبد الله انصاري به منظور زيارت قبر امام حسين(ع) وارد كربلا شديم. جابر نزديك شريعه فرات رفت. غسل كرد و لباسهاي نيكو پوشيد… سپس به طرف قبر مطهر، حركت كرديم. جابر هيچ قدمي را برنميداشت، الا اينكه ذكر خدا ميگفت، تا به نزديك قبر رسيديم. سپس به من گفت: مرا به قبر برسان. من دست او را روي قبر گذاشتم. جابر روي قبر افتاد و غش كرد. من مقداري آب روي صورتش پاشيدم. وقتي به هوش امد، سه بار گفت: يا حسين. سپس گفت: اي حسين چرا جواب مرا نميدهي؟ بعد به خودش گفت: چگونه ميتواني جواب دهي در حالي كه رگهاي گلوي تو را بريدهاند و بين سر و بدنت جدايي افتاده است. شهادت ميدهم كه تو فرزند خاتم النبيين و سيد المومنين…و پنجمين فرد از اصحاب كساء هستي…درود و سلام و رضوان الهي بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسين(ع) حركت كرد و گفت: «السلام عليكم ايتها الارواح التي حلت بفناء الحسين… اشهد انكم اقمتم الصلاة و اتيتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهيتم عن المنكر»
رويدادهاي روز اربعين
۱- روز مراجعت اسراي كربلا از شام به مدينه.
۲- روزي كه جابر بن عبدالله انصاري به زيارت قبر امام حسين(ع) مشرف شد.
اقوال مراجعت اسراي كربلا در روز اربعين
اما در اينكه در اين روز اسراي كربلا از شام به كربلا رسيده باشند، ترديدي جدي وجود دارد.
۱) شيخ مفيد در «مسار الشيعه» آورده است: روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين عليه السلام از شام به سوي مدينه مراجعت كردند و نيز روزي است كه جابر بن عبد الله انصاري براي زيارت امام حسين(ع) وارد كربلا شد. شيخ طوسي در مصباح المتهجد. وابن اعثم در الفتوح. نيز همين مطلب را ذكر كردهاند. ميرزا حسين نوري مينويسد: از عبارت شيخ مفيد، استفاده ميشود كه روز اربعين روزي است كه اسرا از شام به مقصد مدينه خارج شدند نه آنكه در آن روز به مدينه رسيدند.
۲) در اين ميان سيد بن طاووس در «لهوف» اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ايشان مينويسد: وقتي اسراي كربلا از شام به طرف عراق برگشتند، به راهنماي كاروان گفتند: ما را به كربلا ببر. بنابراين آنها به محل شهادت امام حسين عليه السلام آمدند. سپس در آنجا به اقامه عزا و گريه و زاري پرداختند… ابن نما حلي نيز روز اربعين را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا و ملاقات آنها با جابر و عدهاي از بني هاشم ذكر كرده است. بسياري از بزرگان از جمله نوري، شهيد مطهري، رسول جعفريان، مرحوم آيتي و… اين روايت سيد بن طاووس را (كه البته بدون ذكر سند است) نپذيرفتهاند و به نقد آن پرداخته اند. ميرزا حسين نوري ازجمله مهمترين كساني است كه پس از نقل قول سيد بن طاووس به نقد آن پرداخته است.
منبع و ماخذ ديگري كه در اين باره به بحث و استدلال پرداخته كتاب: «"تحقيق درباره اول اربعين حضرت سيدالشهدا(ع)» تاليف آيت الله قاضي طباطبايي است. وي برخلاف نظر علامه نوري، معتقد است كه اولين اربعين، در ۲۰ ماه صفر سال ۶۱ هجري بوده است و سعي دارد با رد دلائل علامه نوري اين مطلب را به اثبات برساند. بايد به اين نكته توجه داشت كه قاضي طباطبايي كتاب لهوف را از معتبرترين مقاتل ميداند و در اين خصوص، بحثهاي زيادي مطرح كرده است. اما با توجه به اينكه علامه نوري از كتاب ديگر سيد بن طاووس يعني «اقبال» به نقد لهوف پرداخته، لذا قول و استدلال ايشان (علامه نوري) در اين باره صحيحتر به نظر ميرسد.
رسول جعفريان دراين خصوص مينويسد: شهيد محراب مرحوم حاج سيد محمد علي قاضي طباطبايي كتابي مفصل در باره اربعين نوشت…، هدف ايشان در اين كتاب اين بود كه ثابت كند: آمدن اسرا از شام به كربلا در نخستين اربعين، بعيد نيست… اما به نظر ميرسد در اثبات نكته مورد نظر، با همه زحمتي كه مولف محترم كشيده، چندان موفق نبوده است… چرا كه به فرض كه طي اين مسير براي يك كاروان در زمان كوتاهي با آن همه زن و بچه ممكن باشد، بايد توجه داشت كه اصل اين خبر در منابع تاريخي از قرن هفتم به آن سوي تجاوز نميكند. علاوه بر اين علماي بزرگ شيعه و سني به آن اشاره نكردهاند.
۳) شيخ مفيد در ارشاد، ابو مخنف در مقتل الحسين، بلاذري در انساب الاشراف، دينوري در اخبار الطوال و ابن سعد در الطبقات الكبري اشارهاي به بازگشت اسرا به كربلا نكردهاند؛ بلكه برعكس تصريح كرده اند و نوشته اند روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين (ع) وارد مدينه شده يا از شام خارج شدهاند.
محمد ابراهيم آيتي و شهيد مطهري (ره) نيز آمدن اسراي كربلا را در روز اربعين به كربلا انكار كردهاند. شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مينويسد: آمدن اسراي كربلا در اربعين به كربلا جز در لهوف كه آن هم نويسندهاش در كتابهاي ديگرش آن را تكذيب كرده و لااقل تاييد نكرده، در هيچ كتاب ديگري چنين چيزي نيست و هيچ دليل عقلي هم اين را تاييد نميكند. شيخ عباس قمي هم داستان امدن اسراي كربلا را دراربعين از شام به كربلا، بسيار بعيد ميداند.
جابر و زيارت امام حسين (ع) در اربعين
اما در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاري در روز اربعين سال ۶۱هجري به كربلا، به نظر ميرسد بين منابع تاريخي چندان اختلافي نباشد.
شيخ طوسي مينويسد: «روز اربعين روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري صحابي رسول خدا(ص) از مدينه براي زيارت قبر امام حسين(ع) به كربلا امد و او اولين زائري بود كه قبر شريف ان حضرت را زيارت كرد. در اين روز زيارت امام حسين(ع) مستحب است و زيارت اربعين همين است.»
به نظر ميرسد روز اربعين روزي است كه اهل بيت امام حسين(ع) از شام به قصد مدينه حركت كرده اند. به جز «لهوف» موخره:
به هرتفسير و فارغ از اين بحثهاي علمي، آن چه عملاً درخصوص يوم الله «اربعين» حسيني بيش از همه اهميت دارد، گراميداشت ياد امام حسين(ع) و خاندان پاك و مطهر اهل بيت(ع) و ادامۀ راه آن حضرت ميباشد.
مسئله اي كه ازقضا به جاي ايجاد فاصله ميان مسلمان و به خصوص شيعيان، هميشه موجب وحدت و هم دلي ميليوني ما بوده و هست و به راستي وقتي بنابه آماري كه از سوي خبرگزاريهاي جهان مخابره ميشود، آمار زائران حسيني در اين روز به چيزي درحدود ۲۰ميليون نفر ميرسد، ديگر چه نيازي به آوردن دليل و مدرك براي اين همدلي و عشق به حسين (ع) وجود خواهد داشت.
به راستي كدام واقعۀ و رويدادي در جهان امروز ما ميتواند تنها در ۲۴ساعت اين تعداد عاشق و شيدا را به دور خود كشانده و چنين شور و شوقي آن هم با اين خلوص و شورعارفانه به پا نمايد؟!
گفتني است، اين حدود ۲۰ميليون نفر، تنها تعداد زواري است كه با حضور بر مزار حضرت سيّدالشهدا (ع) به زيارت و سوگواري ميپردازند و بي اغراق عددي حداقل ۲برابر اين ۲۰ميليون تنها در مساجد و تكاياي كشورمان در اين روز به سوگ مينشينند و چه بسيارند عاشقاني كه در سراسر گيتي به سوگ آن بزرگوار و خاندان پاكش مينشينند؟ !
به هر تفسير حضور بر مزار امام سوّم شيعيان در روز اربعين، شايد اولين و بزرگترين آرزوي هر مسلمان و شيعه اي در سراسر جهان باشد. اي كاش آرزوي پاك همۀ مسلمانان و شيعيان برآورده شده و حضرت سيّدالشهدا (ع) ما را نيز براي زيارت بارگاه ملكوتي اش، بطلبد.
امیرالمومنین حضرت علی(ع)فرمودند:
درانتظارفرج امام زمان(ع)باشید و از رحمت خداوند نا امید نشوید،هما نا محبوبترین کارها در پیشگاه خداوند عزوجل،انتظار فرج است.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند:
از شمار انچه آیین ومذهب امامان(ع)را تشکیل می دهد،پرهیزگاری،پاکدامنی وشایستگی است،تا آن که فرمودند:وانتظار فرج امام زمان(ع)همراه با شکیبایی.
حضرت امام موسی کاظم (ع)
به واسطه از پدران بزرگوارشان نقل می کنند که پیامبر اسلام(ص)فرمودند:برترین کارهای امت من،انتظارفرج و گشایش ازخداوند عزوجل است.
حضرت امام باقر(ع)
ازپدران بزرگوارشان نقل می کنند که پیامبرگرامی اسلام(ص)فرمودند:برترین عبادت،انتظار فرج است.
ابوبصیر می گوید:
روزی حضرت امام صادق(ع) فرمودند:می خواهیدبرای شما بگویم آنچه را که خداوند عزوجل اعمال بندگان خود رابدون آن قبول نمی کند.
عرض کردم:بلی،بفرمایید.
امام (ع) فرمودند:
گواهی دادن به این که هیچ معبودی جز خداوند سبحان نیست،و حضرت محمد(ص) بنده وفرستاده ی اوست؛پذیرفتن دستورات الهی؛دوستی با ما وبیزاری جستن از دشمنان ما اهل بیت؛تسلیم بودن در مقابل امامان معصوم(ع)پرهیزگاری وکوشش با اطمینان وآرامش؛وانتظار امام قائم(ع)
سپس فرمودند ما اهل بیت حکومتی داریم که هر زمان خداوند بخواهد،آن را می آورد.وبعد ادامه دادند:هرکس شادمان می شود از این که از یارانامام قائم(ع)باشد باید منتظر او باشد و عمل خود را با پرهیزگاری ونیکوییهای اخلاقی همراه سازد،در حالی که منتظر امام زمان(ع)است. پس اگر از دنیا رفت وامام قائم(ع)بعد از مرگ او ظهور کرد،به او همانند کسی که در رکاب آن حضرت است پاداش می دهند.پس کوشش کنید ودرانتظارظهورامام(ع)باشید.گوارا باد بر شما،ای گروهی که در سایه رحمت الهی قرار گرفته اید.
تعیین وقت ظهور!
فضیل گوید:
ازحضرت امام باقر(ع)پرسیدم:آیا برای ظهور امام زمان (ع) وقتی تعیین شده است؟
امام(ع)سه بار فرمودند:آنان که برای ظهورامام زمان(ع)تعیین وقت می کنند،دروغ می گویند.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند:
هر یک از مردم که وقت ظهور امام زمان(ع) را برای تو تعیین کرد،از درغگو خواندن او ترسی به خود راه مده. ما اهل بیت،برای هیچکس زمان ظهور مهدی(ع)را مشخص نمی کنیم.
فضیل بن یسار
گوید:ازحضرت امام باقر(ع)شنیدم که می فرمود:هرکس از دنیا برود در حالی که برای او امام و راهنمایی نباشد،به مرگ جاهلیت(کافر)مرده است؛وهرکس از دنیا برود در حالی که امام خود را بشناسد،برای او زیانی ندارد که این امر(ظهور امام زمان)زود انجام شود یا به تاخیر افتد؛هر کس از دنیا برود در حالی که امام خود را بشناسد،مانند کسی است که در خیمه ی امام زمان(ع)همراه با آن باشد.
عبدالرحمن بن کثیر گوید:
من نزدحضرت امام صادق(ع)بودم که مهزم اسدی خدمت ایشان وارد شد وگفت:فدایت شوم!این امر(ظهور امام زمان(ع))که شما درانتظار آن هستید،چه زمانی واقع خواهد شد؟همانا غیبت امام زمان(ع)طولانی شده است.
در جواب فرمودند:ای مهزم!کسانی که برای ظهور تعیین وقت می کنند،دروغ می گویند وشتاب کنندگان در این باره هلاک می شوند وآنان که تسلیم امر الهی باشند نجات می یابند و به ما ملحق می شوند.
امیرالمومنین حضرت علی(ع)فرمودند:
تلاش برای از جای کندن کوهها آسانتر است از مبارزه با پادشاهی ای که برای آن مدت خاصی قرار داده شده است.از خداوند یاری بخواهید و شکیبا باشید،همانا زمین از آن خداست وآن رابه هر کدام از بندگانش که اراده کند،واگذار می کند،و سرانجام نیکو از آن پرواپیشگان است.در انجام این کار(فرج امام زمان(ع))قبل از رسیدن زمان آن شتاب نکنید که پشیمان خواهید شد،و پایان انتظار بر شما طولانی جلوه نکند که سنگدل می شوید.
مقام منتظران
حضرت امام سجاد(ع)فرمودند:
هرکس درزمان غیبت امام قائم(ع)برعقیده به ولایت ما اهل بیت پایدار بماند،خداوند پاداش هزاران شهید،همانندشهیدان بدر و اُحد را به او عطا خواهد کرد.
سندی از جد خود نقل می کند که گفت:
به حضرت امام صادق(ع)عرض کردم:چه می فرمایید درباره ی کسی که از دنیا برود،در حالی که به ظهور امام زمان(ع)عقیده دارد و در انتظار آن است؟
امام(ع)فرمودند:او همانند کسی است که در خیمه ی امام قائم(ع) وهمراه با آن حضرت است.پس لحظه ای سکوت کردند و بعد فرمودند:مانند کسی است که همراه با رسول خدا(ص)باشد.
حضرت امام باقر(ع) فرمودند:
زمانی بر مردم فرا می رسد که امامشان از میان آنها غیبت می شود.پس خوشا به حال کسانی که در آن زمان بر اعتقاد به امامت ما وعمل به دستورات ما استوار می مانند. همانا کمترین ثوابی که برای آنهاست،این است که خداوند عزوجل آنان را ندا می دهد:ای بندگان من!به آنچه بر شما پوشیده و مستور بود،ایمان آوردید و غیب را باور داشتید.بشارت باد شما را به پاداش نیکو از سوی من.حقیقتا شما بندگان من هستید. عبادت شما را قبول می کنم،از شما در می گذرم و گناهانتان را می بخشم.به خاطر شما برای بندگانم باران می فرستم و بلا را از آنان دور می کنم،واگر شما نبودید البته عذاب خود را بر آنها نازل می کردم.
حضرت امام موسی کاظم (ع) می فرماید:
خوشا به حال آنان که در زمان غیبت امام قائم ما(ع)به محبت ما چنگ می زنند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما،استوارند.آنان از ما هستند و ما از آنان هستیم،آنها از امامت ما خشنودند وما از شیعه و پیرو بودن آنان.خوشا به حال آنها.سوگند به خدا!آنان در روز قیامت با ما و هم رتبه ما هستند.
آزمایش شیعیان در زمان غیبت
امیرالمومنین حضرت علی(ع)فرمودند:
برای امام(ع)دوران غیبت وسرگردانی مردم واقع می شود که برخی از گروههای مردم در اثر آن سرگردانی،گمراه می شوند و برخی دیگر هدایت می شوند،آنها بهترین افراد این امت اند که با نیکان خاندان من همراه هستند.
حضرت امام حسن عسکری(ع)فرمودند:
سوگند به خدا!او(حضرت مهدی(ع))حتماً غایب خواهد شد به گونه ای که در آن غیبت،از هلاکت نجات پیدا نمی کند مگر کسی که خداوند او را بر ایمان به امامتش استوار می کند، و به دعا برای تعجیل فرج او موفق می گرداند.
جابر جعفی گوید:
خدمت حضرت امام باقر(ع)عرض کردم:فرج شما اهل بیت در چه زمانی است؟
امام(ع)فرمودند:
بسیار دور است!بسیار دور است!فرج و گشایش برای ما حاصل نمی گردد،مگر این که شما غربال شوید و باز غربال شوید تا ناخالصها بروند و آنچه خالص و برگزیده است بماند.
حضرت امام رضا(ع)فرمودند:
سوگند به خدا! چیزی که انتظارش را می کشید،واقع نمی شود تا این که مورد آزمایش قرار گیرید وخوب و بد شما از هم جدا شود، وتا این که ازشما باقی نماند مگر افرادی بسیار کم نظیر و بسیار کم نظیر
پیامبرگرامی اسلام(ص)فرمودند:حضرت مهدی(ع)از فرزندان من است که خداوند سبحان به وسیله او شرق و غرب عالم را فتح می کند.او همان کسی است که از میان دوستان خود غایب می شود به گونه ای که بر اعتقاد به امامت او پایدار نمی ماند مگر کسی که خداوند سبحان قلب او را برای ایمان آزموده باشد.
حفظ دین در زمان غیبت
حضرت امام صادق(ع) فرمودند:
برای صاحب این امر(احیای دین و از بین بردن بدعتها)غیبتی است.کسی که در زمان این غیبت،به دین خود چنگ بزند و آن را رها نکند،مانند کسی است که با کشیدن دست خود به دور شاخه ی پر خار گَوَن،خارهای آن را بکند.سپس امام (ع) با دست مبارکشان این حالت را نشان دادند و فرمودند:کدام یک از شما با دست خود خارهای گَوَن را چنگ زده است؟
پس مدتی طولانی سر به زیر انداختند و ساکت شدند،سپس فرمودند:همانابرای صاحب این امرغیبتی است که در غیبت او،بنده ی خدا باید تقوای الهی را مراعات کند و به دین خود چنگ بزند.
زُراره گوید:حضرت امام صادق(ع) فرمودند:زمانی بر مردم فرا می رسد که امام آنان از میانشان غایب می شود.من عرض کردم:مردم درآن زمان چه می کنند؟
حضرت فرمود:به دستورات و عقاید دینی خود،که از امامان معصوم گرفته اند،چنگ می زنند واز بدعتها دوری می جویند تاامام زمان (ع)ظهور کند.
عبدالله بن سنان گوید:حضرتامام صادق(ع) فرمودند:به زودی زمانی فرامی رسد که حق وباطل بر شما مشتبه می شود و باقی می مانید بدون نشانه ای که ظاهر باشد وامامی که شما را هدایت کند.از آن فتنه نجات پیدا نمی کند مگر کسی که با دعای غریق،خدا را بخواند.
من عرض کردم:دعای غریق چگونه است؟
حضرت فرمود: می گویی
یا الله یا رحمان یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.(ای بسیار دگرگون کننده ی دلها،دل مرا بر دین خودت استوار فرما.)
پس من گفتم:
یا مقلب القلوب والابصار ثبت قلبی علی دینک.(ای بسیار دگرگون کننده ی دلها و چشمها،دل مرا بر دین خودت استوار فرما.)
امام(ع)فرمودند:البته خداوندسبحان،دگرگون کننده ی قلبها وچشمها است،اما همانطور که من میگویم،بگو:
یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک.
بر گرفته شده از کتاب آشنایی با حضرت مهدی(عج)
گروه کتاب نشرگلستان کوثر
چرا زیارت اربعین این قدر اهمیت دارد؟
از آنجا که مصائب امام حسین (ع) از حدّ تصور انسان بیرون است، به هیچ وجه نمی توان حق این مصیبت را ادا کرد و به همین خاطر است که این سنّت شریف (عزاداری) نباید متوقف شود و پایبندی به زیارت امام حسین (ع) نیز از جانب خاندان پاک وی زمینه ای را فراهم نموده، تا فاجعه عاشورا و درسهای عظیم آن به باد فراموشی سپرده نشود.
امام جعفر صادق (ع) می فرمایند: همانا آسمان چهل صبح خون گریست، و زمین چهل صبح گریست، و خورشید چهل صبح با کسوف و به رنگ سرخ گریست... و فرشتگان نیز چهل صبح بر او (امام حسین) گریستند. (کامل الزیارات ابن قولویه)
در بیان حوادث اربعین سیدالشهداء(ع) علاّمه مجلسی در مناقب به نقل از شریف مرتضی می گوید: سر امام حسین (ع) در اربعین، از شام به کربلا برگردانده شد و به بدنش ملحق گردید. (بحار الانوار علامه محمد باقر مجلسی)
سند اهمیت اربعین
در روایتی از امام حسن عسکری (ع) است که: از علامات مؤمن، خواندن زیارت اربعین است.
(در حدیثی از امام حسن عسکری روایت شده که فرمود: علامات مؤمن پنچ چیز است:1- نمازهای یومیه همراه با نوافل،2- زیارت اربعین در اربعین شهادت امام حسین (ع)،3-انگشتر به دست راست کردن که سنّت پیامبر (ص) و اهل بیتش بوده است، و 4-خاک آلود بودن پیشانی به خاطر سجده بر زمین،در خضوع و خشوع خدای تعالی و تضرّع به محضر قدسی او، و 5-آشکار گفتن بسم الله الرّحمن الرّحیم که در نماز واجب است بلند بر زبان جاری شود.) بحار الأنوار علامه مجلسی
این علامت مؤمنی است که تسلیم اوامر خدای تعالی در پیروی از اولیایش می باشد، و در دوستی و مودّت با آنها پایبند است، خدایی که در سوره شورا آیه ۲۳ به پیامبرش فرمود: «قل لا أسئلکم من أجر إلاّ المودّة فی القربی» و امام حسین (ع) از نزدیکترین کسان رسول الله (ص) و از مصادیق آیه مودّت است. اربعین، زنده نگه داشتن یاد او و همدردی با او، همراه با پیروی و اظهار عطوفت روحی و قلبی بر ماجرای کربلای اوست.
زیارت اربعین معانی بسیاری دارد و پیام روشنی برای طاغوتیان عالم است، فریادی است که بر سر ظالمان بلند می شود و زائران را به سوی زیارت کربلا، برای تجدید بیعت با امامشان بر می انگیزد، ندایی برای منکران است و بیانگر این مطلب است که ما تمسّک به باب حسین(ع) را تا ظهور امام حجّت (عج) از دست نمی دهیم.
بسیار قابل تأمل است که بدانیم خداوند متعال اگر براى زيارت كربلاى حسين(ع)، پاداش هزار حج و عمره میدهد، زیرا که حج هم به بركت عاشورا باقى مانده است.حج را هم حسين زنده كرد.حيات اسلام در سايه خون پاك شهيدان كربلا بود.اگر نامى و سخنى از پيامبر و كعبه و قبله و دين و قرآن مانده است، به بركت وجود حسين و خون و شهادت اوست.اسلام، مديون سيد الشهداء است.از اينجاست كه مىگوييم:كربلا، همه چيز ماست، چون اساس دين را حفظ كرد
پس، حق است که هر سال و بلکه هر روز یاد او در جانها زنده گردد و چشمها به جای اشک خون بگریند، که خود فرمود: (أنَا قَتیلُ العَبَرات، ما ذُکِرتُ عِندَ مُؤمنٍ إلاّ وَ دَمَعَتْ
عَیناهُ) من کشته اشکهایم، هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند، مگر آنکه چشمانش اشک می ریزد.
منبع: فرهنگ نيوز
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَى وَلِيِّ اللَّهِ وَ حَبِيبِهِ السَّلامُ عَلَى خَلِيلِ اللَّهِ وَ نَجِيبِهِ السَّلامُ عَلَى صَفِيِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِيِّهِ السَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ الْمَظْلُومِ الشَّهِيدِ
السَّلامُ عَلَى أَسِيرِ الْكُرُبَاتِ وَ قَتِيلِ الْعَبَرَاتِ اللَّهُمَّ إِنِّي أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِيُّكَ وَ ابْنُ وَلِيِّكَ وَ صَفِيُّكَ وَ ابْنُ صَفِيِّكَ الْفَائِزُ بِكَرَامَتِكَ أَكْرَمْتَهُ بِالشَّهَادَةِ وَ حَبَوْتَهُ
بِالسَّعَادَةِ وَ اجْتَبَيْتَهُ بِطِيبِ الْوِلادَةِ وَ جَعَلْتَهُ سَيِّداً مِنَ السَّادَةِ وَ قَائِداً مِنَ الْقَادَةِ وَ ذَائِداً مِنَ الذَّادَةِ وَ أَعْطَيْتَهُ مَوَارِيثَ الْأَنْبِيَاءِ وَ جَعَلْتَهُ حُجَّةً عَلَى
خَلْقِكَ مِنَ الْأَوْصِيَاءِ فَأَعْذَرَ فِي الدُّعَاءِ وَ مَنَحَ النُّصْحَ وَ بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبَادَكَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَةِ وَ قَدْ تَوَازَرَ عَلَيْهِ مَنْ غَرَّتْهُ الدُّنْيَا
وَ بَاعَ حَظَّهُ بِالْأَرْذَلِ الْأَدْنَى وَ شَرَى آخِرَتَهُ بِالثَّمَنِ الْأَوْكَسِ وَ تَغَطْرَسَ وَ تَرَدَّى فِي هَوَاهُ وَ أَسْخَطَكَ وَ أَسْخَطَ نَبِيَّكَ ،
سلام بر ولىّ خدا و حبيبش، سلام بر دوست خدا و نجيبش، سلام بر بنده برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش، سلام بر حسين مظلوم شهيد، سلام بر آن دچار گرفتاري ها و كشته
اشك ها، خدايا من گواهى میدهم كه حسين ولىّ تو و فرزند ولىّ تو، و فرزند برگزيده توست حسينى كه به كرامتت رسيده، او را به شهادت گرامى داشتى، و به خوشبختى
اختصاصش دادى، و به پاكى ولادت برگزيدى، و او را آقايى از آقايان، و پيشروى از پيشرويان، و مدافعى از مدافعان حق قرار دادى، و ميراث هاى پيامبران را به او عطا
فرمودى، و او را از ميان جانشينان حجّت بر بندگانت قرار دادى، و در دعوتش جای عذرى باقى نگذاشت، و از خيرخواهى دريغ نورزيد، و جانش را در راه تو بذل كرد، تا
بندگانت را از جهالت و سرگردانى گمراهى برهاند، درحالی كه بر عليه او به كمك هم برخاستند، كسانیكه دنيا مغرورشان كرد، و بهره واقعى خود را به فرومايه تر و پست تر
چيز فروختند، و و آخرتشان را به كمترين بها به گردونه فروش گذاشتند، تكبّر كردند و خود را در دامن هواى نفس انداختند، تو را و پيامبرت را به خشم آوردند،
وَ أَطَاعَ مِنْ عِبَادِكَ أَهْلَ الشِّقَاقِ وَ النِّفَاقِ وَ حَمَلَةَ الْأَوْزَارِ الْمُسْتَوْجِبِينَ النَّارَ [لِلنَّارِ] فَجَاهَدَهُمْ فِيكَ صَابِراً مُحْتَسِباً حَتَّى سُفِكَ فِي طَاعَتِكَ دَمُهُ وَ اسْتُبِيحَ حَرِيمُهُ اللَّهُمَّ فَالْعَنْهُمْ لَعْناً وَبِيلاً وَ
عَذِّبْهُمْ عَذَاباً أَلِيماً السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ سَيِّدِ الْأَوْصِيَاءِ أَشْهَدُ أَنَّكَ أَمِينُ اللَّهِ وَ ابْنُ أَمِينِهِ عِشْتَ سَعِيداً وَ مَضَيْتَ حَمِيداً وَ مُتَّ فَقِيداً مَظْلُوماً شَهِيداً وَ أَشْهَدُ
أَنَّ اللَّهَ مُنْجِزٌ مَا وَعَدَكَ وَ مُهْلِكٌ مَنْ خَذَلَكَ وَ مُعَذِّبٌ مَنْ قَتَلَكَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ وَفَيْتَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَ جَاهَدْتَ فِي سَبِيلِهِ حَتَّى أَتَاكَ الْيَقِينُ فَلَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ مَنْ ظَلَمَكَ وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً
سَمِعَتْ بِذَلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ،
و اطاعت كردند از ميان بندگانت، اهل شكاف افكنى و نفاق و باركشان گناهان سنگين، و سزواران آتش را پس با آنان درباره تو صابرانه و به حساب تو جهاد كرد، تا در طاعت
تو خونش ريخته شد و حريمش مباح گشت خدايا آنان را لعنت كن لعنتى سنگين، و عذابشان كن عذابى دردناك، سلام بر تو اى فرزند رسول خدا، سلام بر تو اى فرزند سرور
جانشينان، شهادت میدهم كه تو امين خدا و فرزند امين اويى، خوشبخت زيستى، و ستوده درگذشتى، و از دنيا رفتى گم گشته، و مظلوم و شهيد، گواهى میدهم كه خدا وفاكننده
است آنچه را به تو وعده داده، و نابودكننده كسانى را كه از ياریات دريغ ورزيدند، و عذاب كننده كسانى را كه تو را كشتند، و گواهى میدهم كه تو به عهد خدا وفا كرديد و در
راهش به به جهاد برخاستى تا مرگ فرا رسيد، پس خدا لعنت كند كسانى را كه تو را كشتند، و به تو ستم كردند، و اين جريان را شنيدند و به آن خشنود شدند،
اللَّهُمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاهُ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاهُ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّكَ كُنْتَ نُورا فِي الْأَصْلابِ الشَّامِخَةِ وَ الْأَرْحَامِ الْمُطَهَّرَةِ [الطَّاهِرَةِ] لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجَاهِلِيَّةُ
بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْكَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِيَابِهَا وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنْ دَعَائِمِ الدِّينِ وَ أَرْكَانِ الْمُسْلِمِينَ وَ مَعْقِلِ الْمُؤْمِنِينَ وَ أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمَامُ الْبَرُّ التَّقِيُّ الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ الْهَادِي الْمَهْدِيُّ وَ أَشْهَدُ أَنَّ
الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوَى وَ أَعْلامُ الْهُدَى وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَى وَ الْحُجَّةُ عَلَى أَهْلِ الدُّنْيَا وَ أَشْهَدُ أَنِّي بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَ بِإِيَابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرَائِعِ دِينِي وَ خَوَاتِيمِ عَمَلِي وَ قَلْبِي لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَ أَمْرِي
لِأَمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ لَكُمْ فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لا مَعَ عَدُوِّكُمْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِكُمْ وَ أَجْسَادِكُمْ [أَجْسَامِكُمْ ] وَ شَاهِدِكُمْ وَ غَائِبِكُمْ وَ ظَاهِرِكُمْ وَ بَاطِنِكُمْ آمِينَ
رَبَّ الْعَالَمِينَ.
خداى من تو را شاهد میگيرم كه من دوستم با آنان كه او را دوست دارند، و دشمن با آنان كه با او دشمنند، پدر و مادرم فدايت اى فرزند رسول خدا، گواهى میدهم كه تو در
صلب هاى بلندمرتبه و رحم هاى پاك نورى بودى، جاهليت با ناپاكي هايش تو را آلوده نكرد، و از جامه هاى تيره و تارش به تو نپوشاند، و گواهى میدهم كه تو از ستون هاى
دين، و پايه هاى مسلمانان، و پناهگاه مردم مؤمنى، و گواهى میدهم كه پيشواى نيكوكار، با تقوا، راضى به مقدرات حق، پاكيزه، هدايت كننده، و هدايت شده اى، و گواهى میدهم
كه امامان از فرزندانت، اصل تقوا، و نشانه هاى هدايت، و دستگيره محكم، و حجّت بر اهل دنيا هستند و گواهى میدهم كه من به يقين مؤمن به شمايم، و به بازگشتتان يقين
دارم، براساس قوانين دينم، و عواقب عملم، و قبلم با قلبتان در در صلح، و كارم پيرو كارتان، و ياری ام براى شما آماده است، تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمايم نه با
دشمنانتان، درودهاى خدا بر شما، و بر ارواح و پيكرهايتان، و بر حاضر و غايبتان، و بر ظاهر و باطنتان، آمين اى پروردگار جهانيان.
پس دو ركعت نماز میخوانى، و به آنچه میخواهى دعا میكنى و برمیگردى.


اهمیت زیارت امام حسین علیه السلام
1-خیرخواهی خداوند
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَّ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ وَ مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ السُّوءَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ بُغْضَ الْحُسَیْنِ علیه السلام وَ بُغْضَ زِیَارَتِهِ
امام صادق علیه السلام فرمودند: هرکسی که خداوند خیرش را بخواهد، حب امام حسین علیه السلام و حب زیارتش را در قلب او میاندازد و هر که را خداوند بدیش را بخواهد، بغض نسبت به امام حسین علیه السلام و بغض زیارت آن حضرت را در قلب او می اندازد.(وسائل الشیعه/ج14/ص496)
2-حسرت در روز قیامت
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا مِنْ أَحَدٍ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ یَتَمَنَّى أَنَّهُ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ ع لَمَّا یَرَى لِمَا یُصْنَعُ بِزُوَّارِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ مِنْ کَرَامَتِهِمْ عَلَى اللَّهِ
از امام صادق علیه السلام روایت شده: هیچ کس نیست در روز قیامت مگر اینکه آرزو می کند ای کاش امام حسین علیه السلام را زیارت کرده بودم آن هنگامیکه می بیند که با زوار امام حسین علیه السلام چه می کنند، چقدر نزد خداوند مورد کرامت واقع می شوند. (وسائل الشیعه/ ج14/ص424)
3-زیارت خداوند
عَنْ أَبِی الْحَسَنِ الرِّضَا ع قَالَ مَنْ زَارَ قَبْرَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع بِشَطِّ الْفُرَاتِ کَمَنْ زَارَ اللَّهَ فَوْقَ عَرْشِهِ
امام رضا علیه السلام فرمودند: هر کس اباعبدلله علیه السلام را کنار شط فرات زیارت کند، مانند کسی است که خداوند را در بالای عرش زیارت کرده است. ( تهذیب الأحکام ج : 6 ص : 46)
4-همسایگی با اهل البیت(علیهم السلام)
عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَکُونَ فِی جِوَارِ نَبِیِّهِ وَ جِوَارِ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَةَ فَلَا یَدَعْ زِیَارَةَ الْحُسَیْنِ ع
امام صادق علیه السلام فرمودند:هر که می خواهد در جوار پیامبرش(صلی الله علیه وآله) و جوار امام علی علیه السلام و حضرت فاطمه (علیهاالسلام) باشد، زیارت امام حسین علیه السلام را رها نکند. ( وسائل الشیعه/ج14/ص425)
زیارت عاشورا، پاداش بزرگ
صالح پسر عُقْبه، از یاران امام پنجم علیهالسلام به نقل از پدرش میگوید: امام باقر علیهالسلام فرمود: «کسی که در روز عاشورا، از نزدیک امام حسین علیهالسلام را با چشم گریان زیارت کند، خداوند پاداش بزرگی به او میدهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسی امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زیارت کند، تکلیف او چیست؟» حضرت فرمود: «پیش از ظهر در جای بلندی بایست و پس از اشاره به سوی مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرین کن. سپس دو رکعت نماز زیارت بخوان و هر چه میتوانی بر مصیبت امام گریه کن. خاندانت را نیز بر این عمل ترغیب کن». آنگاه در پایان افزودند: «من ضمانت میکنم هر کسی این کار را انجام دهد، خداوند پاداش یاد شده را به او بدهد».
این حساسیت ها نسبت به زیارت عاشورا برای چیست و ریشه در چه انگیزه هایی دارد؟
وقتی به محتوا نگریسته و پیام آن را دریابیم که پیام هایش کوبنده است برای دیگران برای ما زنده کننده است و برای دشمن سهمگین و کوبنده.
زیارت عاشورا علاوه بر ارادت شیعه به ساحت امام حسین (ع) و شهدای کربلا علیهم السلام در حقیقت مرزهای عقیدتی شیعه و غیرشیعه را مشخص می کند. کسی که زیارت عاشورا را بخواند در می یابد که حزب او با حزب مخالف در تضاد است چراکه دو اصل تولی و تبری به عنوان توصیه قرآن، پیامبر (ص) و ائمه (ع) در این زیارت به اوج می رسد و این دو رکن مهم و اعتقادی شیعه بوضوح خود را نشان می دهد.
وقتی که این زیارتنامه را می خوانیم که افرادی جرم های سنگین انجام داده اند و به هیچ وجه قابل بخشش نیست و خدای سبحان هم قطعا آنها را در قیامت نمی بخشد چراکه بزرگترین ظلم ها را در مسیر پیشرفت سریع مذهب، توحید و گرویدن مردم به اصل های توحیدی کرده اند و رهبران مردم را به قتل رسانده اند در این زیارت لعن شده اند چراکه اینها سمبل مبارزه در میان ملت های مسلمان هستند. در چندین جا خداوند در قرآن ظالمان و متعرضان به حقوق دیگران به ویژه اولیاء و صلحا و نواده پیامبر (ص) را تهدید و مورد لعن قرار داده است و این زیارت نیز به حد می رساند و این پاسخی است برای آنان که شبهه ایجاد می کنند در این زیارت و می گویند چرا شیعه انقدر برای امام حسین (ع) ناراحت است و عزاداری می کند.
از طرف دیگر این زیارت ارتباط متداول ما است با شهید کربلا، اگرچه ایشان چهارمین شهید رسالت اند، اگرچه امیرالمومنین (ع) در محراب نماز، حضرت زهرا (س) بین در و دیوار و امام حسن (ع) بواسطه زهر به شهادت رسیدند اما شیوه و نوع شهادت و حرکت سیدالشهداء (ع) فراتر از شهادت های قبلی است لذا از ایشان به عنوان اسطوره جهاد و شهادت یاد می کنیم.
در این زیارتنامه فرد زائر با چنین شخصیتی ارتباط برقرار می کند که قهرمان مبارزه با ظلم و ستمگری است کسی که زیارت می کند روحیه ظلم ستیزی را در خود افزایش داده و اعلام برائت می کند از چهره های مشهور ظلم و جنایت به ویژه آنهایی که به خاندان پیامبر (ص) ستم و نیز نسبت به انسانیت روا داشته اند.
آثار سازندة فردی و اجتماعی زیارت عاشورا
زیارت عاشورا، که از تعالیم امام باقر( علیه السلام)است، به سبب آثار سازندة فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خطر انحراف اهمیت ویژه ای دارد. شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :
1-ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان، مانند "فراز اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد".
2- پیدایش روحیه ظلم ستیزی، یعنی تکرار لعن و نفرین بر ستمگران در این زیارت موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی شده، ولو با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق، که پایه های ایمان را محکم میکند.
3- دوری جستن از خطر انحراف
4- ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا
5- احیای مکتب در راه و هدف خاندان عصمت(مصباح المتهجد ، شیخ طوسی، صص 542-547-538)
6- درس آموختن و الگو گرفتن از شهدای کربلا
بسم الله الرحمن الرحیم
*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا خِيَرَةَ اللَّهِ و َابْنَ خِيَرَتِهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ اَميرِالْمُؤْمِنينَ و َابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيّينَ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه سلام بر تو اى فرزند رسول خدا سلام بر تو اى برگزيده خدا و فرزند برگزيده اش سلام بر تو اى فرزند امير مؤ منان و فرزند آقاى اوصياء
*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَابْنَ فاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِساَّءِ الْعالَمينَ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
سلام بر تو اى فرزند فاطمه بانوى زنان جهانيان سلام بر تو اى که خدا خونخواهيش کند و فرزند چنين کسى و اى کشته اى که انتقام کشته گانت نگرفتى
*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكُمْ مِنّى جَميعاً سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ
سلام بر تو و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر شما همگى از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من برجايم و برجا است شب و روز
*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصيبَةُ بِكَ عَلَيْنا وَ عَلى جَميعِ اَهْل ِالاِْسْلامِ
اى ابا عبداللّه براستى بزرگ شد سوگوارى تو و گران و عظيم گشت مصيبت تو بر ما و بر همه اهل اسلام
*- و َجَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصيبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَميعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ اَهْلَ الْبَيْتِ
و گران و عظيم گشت مصيبت تو در آسمانها بر همه اهل آسمانها پس خدا لعنت کند مردمى را که ريختند شالوده ستم و بيدادگرى را بر شما خاندان
*- وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ و َاَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فيها
و خدا لعنت کند مردمى را که کنار زدند شما را از مقام مخصوصتان و دور کردند شما را از آن مرتبه هائى که خداوند آن رتبه ها را به شما داده بود
*- و َلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدينَ لَهُمْ بِالتَّمْكينِ مِنْ قِتالِكُمْ
و خدا لعنت کند مردمى که شما را کشتند و خدا لعنت کند آنانكه تهيه اسباب کردند براى کشندگان شما تا آنها توانستند با شما بجنگند
*- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَ اَوْلِياَّئِهِم
بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى شما از ايشان و از پيروان و دنبال روندگانشان و دوستانشان
*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ اِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ
اى اباعبداللّه من تسليمم و در صلحم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با هر کس که با شما در جنگ است تا روز قيامت
*- وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنى اُمَيَّةَ قاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجانَةَ
و خدا لعنت کند خاندان زياد و خاندان مروان را و خدا لعنت کند بنى اميه را همگى و خدا لعنت کند فرزند مرجانه (ابن زياد) را
*- وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً وَ لَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسْرَجَتْ وَ اَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتالِكَ
خدا لعنت کند عمر بن سعد را و خدا لعنت کند شمر را و خدا لعنت کند مردمى را که اسبها را زين کردند و دهنه زدند و به راه افتادند براى پيكار با تو
*- بِاَبى اَنْتَ وَ اُمّى لَقَدْ عَظُمَ مُصابى بِكَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَ مَقامَكَ
پدر و مادرم بفدايت که براستى بزرگ شد مصيبت تو بر من پس مى خواهم از آن خدائى که گرامى داشت مقام تو را
*- وَ اَکْرَمَنى بِكَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و َآلِهِ
و گرامى داشت مرا بخاطر تو که روزيم گرداند خونخواهى تو را در رکاب آن امام يارى شده از خاندان محمد صلى اللّه عليه و آله
*- اَللّهُمَّ اجْعَلْنى عِنْدَكَ وَجيهاً بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ
خدايا قرار ده مرا نزد خودت آبرومند بوسيله حسين عليه السلام در دنيا و آخرت
*- يا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اميرِالْمُؤْمِنينَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ
اى اباعبداللّه من تقرب جويم به درگاه خدا و پيشگاه رسولش و اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن
*- وَ اِلَيْكَ بِمُوالاتِكَ وَ بِالْبَراَّئَةِ (مِمَّنْ قاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِعَلَيْكُمْ وَ اَبْرَءُ اِلَى اللّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ) مِمَّنْ اَسَسَّ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَيْهِ بُنْيانَهُ وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ على اَشْياعِكُمْ
و شما بوسيله دوستى تو و بوسيله بيزارى از کسى که با تو مقاتله کرد و جنگ با تو را برپا آرد و به بيزارى جستن از کسى که شالوده ستم و ظلم بر شما را ريخت و بيزارى جويم بسوى خدا و بسوى رسولش از کسى که پى ريزى کرد شالوده اين کار را و پايه گذارى کرد بر آن بنيانش را و دنبال کرد ستم و ظلمش را بر شما و بر پيروان شما
*- بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ اِلَيْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِيِّكُمْ
بيزارى جويم بدرگاه خدا و به پيشگاه شما از ايشان و تقرب جويم بسوى خدا سپس بشما بوسيله دوستيتان و دوستى دوستان شما
*- وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ وَ النّاصِبينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرآئَةِ مِنْ اَشْياعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ
و به بيزارى از دشمنانتان و برپا کنندگان (و آتش افروزان ) جنگ با شما و به بيزارى از ياران و پيروانشان
*- اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ وَ وَلِىُّ لِمَنْ والاکُمْ وَ عَدُوُّ لِمَنْ عاداکُمْ
من در صلح و سازشم با کسى که با شما در صلح است و در جنگم با کسى که با شما در جنگ است و دوستم با کسى که شما را دوست دارد و دشمنم با کسى که شما را دشمن دارد
*- فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى اَکْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَمَعْرِفَةِ اَوْلِياَّئِكُمْ وَ رَزَقَنِى الْبَراَّئَةَ مِنْ اَعْداَّئِكُمْ
و درخواست کنم از خدائى که مرا گرامى داشت بوسيله معرفت شما و معرفت دوستانتان و روزيم کند بيزارى جستن از دشمنانتان را
*- اَنْ يَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ وَاَنْ يُثَبِّتَ لى عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِى الدُّنْيا وَ الاْخِرَةِ
به اينكه قرار دهد مرا با شما در دنيا و آخرت و پابرجا دارد براى من در پيش شما گام راست و درستى (و ثبات قدمى) در دنيا و آخرت
*- وَ اَسْئَلُهُ اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْكُمْ
و از او خواهم که برساند مرا به مقام پسنديده شما در پيش خدا و روزيم کند خونخواهى شما را با امام راهنماى آشكار گوياى (به حق) که از شما (خاندان ) است
*- وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَبِالشَّاْنِ الَّذى لَكُمْ عِنْدَهُ اَنْ يُعْطِيَنى بِمُصابى بِكُمْ اَفْضَلَ ما يُعْطى مُصاباًبِمُصيبَتِهِ مُصيبَةً ما اَعْظَمَه
و از خدا خواهم به حق شما و بدان منزلتى که شما نزد او داريد ، که عطا کند به من بوسيله مصيبتى که از ناحيه شما به من رسيده بهترين پاداشى را که مى دهد به يك مصيبت زده از مصيبتى که ديده
*- وَ اَعْظَمَ رَزِيَّتَها فِى الاِْسْلامِ وَ فى جَميعِ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ اَللّهُمَّ اجْعَلْنى فى مَقامى هذا مِمَّنْ تَنالُهُ مِنْكَ صَلَواتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ
براستى چه مصيبت بزرگى و چه داغ گرانى بود در اسلام و در تمام آسمانها و زمين خدايا چنانم کن در اينجا که ايستاده ام از کسانى باشم که برسد بدو از ناحيه تو درود و رحمت و آمرزشى
*- اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْياىَ مَحْيا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
خدايا قرار ده زندگيم را زندگى محمد و آل محمد و مرگم را مرگ محمد و آل محمد
*- اَللّهُمَّ اِنَّ هذا يَوْمٌ تَبرَّکَتْ بِهِ بَنُو اُمَيَّةَ وَ ابْنُ آکِلَةِ الَْآکبادِ اللَّعينُ ابْنُ اللَّعينِ عَلى لِسانِكَ وَ لِسانِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
خدايا اين روز روزى است که مبارك و ميمون دانستند آنرا بنى اميه و پسر آن زن جگرخوار (معاويه ) آن ملعون پسر ملعون (آه لعن شده ) بر زبان تو و زبان پيامبرت که درود خدا بر او و آلش باد
*- فى کُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فيهِ نَبِيُّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
در هر جا و هر مكانى که توقف کرد در آن مكان پيامبرت صلى اللّه عليه و آله
*- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَباسُفْيانَ وَ مُعاوِيَةَ وَ يَزيدَ بْنَ مُعاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ اَبَدَ الاْبِدينَ
خدايا لعنت کن ابوسفيان و معاويه و يزيد بن معاويه را که لعنت بر ايشان باد از جانب تو براى هميشه
*- وَ هذا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيادٍ وَ آلُ مَرْوانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيْهِ
و اين روز روزى است که شادمان شدند به اين روز دودمان زياد و دودمان مروان بخاطر کشتنشان حضرت حسين صلوات اللّه عليه را
*- اَللّهُمَّ فَضاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذابَ (الاَْليمَ) اَللّهُمَّ اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَيْكَ فى هذَا الْيَوْمِ وَ فى مَوْقِفى هذا
خدايا پس چندين برابر کن بر آنها لعنت خود و عذاب دردناك را خدايا من تقرب جويم بسوى تو در اين روز و در اين جائى که هستم
*- وَ اَيّامِ حَياتى بِالْبَراَّئَهِ مِنْهُمْ وَاللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوالاتِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلسَّلامُ
و در تمام دوران زندگيم به بيزارى جستن از اينها و لعنت فرستادن بر ايشان و بوسيله دوست داشتن پيامبرت و خاندان پيامبرت که بر او و بر ايشان سلام باد
پس مى گوئى صد مرتبه :
*- اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ
خدايا لعنت کن نخستين ستمگرى را که بزور گرفت حق محمد و آل محمد را و آخرين کسى که او را در اين زور و ستم پيروى کرد
*- اَللّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شايَعَتْ وَ بايَعَتْ وَ تابَعَتْ عَلى قَتْلِهِ اَللّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَميعاً
خدايا لعنت کن بر گروهى که پيكار کردند با حسين عليه السلام و همراهى کردند و پيمان بستند و از هم پيروى کردند براى کشتن آن حضرت خدايا لعنت کن همه آنها را
پس مى گوئى صد مرتبه :
*- اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِكَ عَلَيْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقيتُ وَ بَقِىَ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ
سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد هميشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد اين زيارت را خداوند آخرين بار زيارت من از شما
*- اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ
سلام بر حسين و بر على بن الحسين و بر فرزندان حسين و بر اصحاب و ياران حسين
پس مى گوئى :
*- اَللّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَ ابْدَاءْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ الثّانِىَ وَالثّالِثَ وَ الرّابِعَ
خدايا مخصوص گردان نخستين ستمگر را به لعنت من و آغاز کن بدان لعن اولى را و سپس دومى و سومى و چهارمى را
*- اَللّهُمَّ الْعَنْ يَزيدَ خامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيادٍ وَ ابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ اَبى سُفْيانَ وَ آلَ زِيادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى يَوْمِ الْقِيمَةِ
خدايا لعنت کن يزيد را در مرتبه پنجم و لعنت کن عبيداللّه پسر زياد و پسر مرجانه را و عمر بن سعد و شمر و دودمان ابوسفيان و دودمان زياد و دودمان مروان را تا روز قيامت
پس به سجده مى روى و مى گوئى :
*- اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشّاکِرينَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ عَلى عَظيمِ رَزِيَّتى
خدايا مخصوص تو است ستايش سپاسگزاران تو بر مصيبت زدگى آنها، ستايش خداى را بر بزرگى مصيبتم
*- اَللّهُمَّ الرْزُقْنى شَفاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لى قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ اَصْحابِ الْحُسَيْنِ الَّذينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ
خدايا روزيم گردان شفاعت حسين عليه السلام را در روز ورود (به صحراى قيامت ) و ثابت بدار گام راستيم را در نزد خودت با حسين عليه السلام و ياران حسين آنانكه بى دريغ دادند جان خود را در راه حسين عليه السلام.
لینکهای دانلود
دانلود زیارت عاشورا صوتی - فرهمند
دانلود زیارت عاشورا صوتی - کربلایی
دانلود زیارت عاشورا صوتی - آهنگران
دانلود زیارت عاشورا صوتی - ارضی
دانلود زیارت عاشورا صوتی - حبیبی
دانلود زیارت عاشورا صوتی - حدادیان
دانلود زیارت عاشورا صوتی - کریمی
دانلود زیارت عاشورا صوتی - خلج
دانلود زیارت عاشورا صوتی - منصوری
دانلود زیارت عاشورا صوتی - سازور
دانلود زیارت عاشورا صوتی - طاهری
دانلود زیارت عاشورا صوتی - سماواتی
دانلود زیارت عاشورا به صورت متنی در یک فایل PDF همراه با ترجمه
یارَبَّ الحُسَینِ ، بِحَقِّ الحُسَینِ ، اشفِ صَدرَالحُسَینِ ، بظُهورِالحُجَّة
♥اَلـــلّـــ♥ـهـُـــ♥ـمَّ عَـــ♥ـجِـّــ♥ـلْ لِــ♥ـوَلــ♥ـیـــِّکَ ♥الــــْفــ♥ــَرَجْ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ کپی برداری از مطالب فقط با ذکر صلوات مجاز میباشد. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ تعجیل در فرج اقا و صاحبمون حضرت ولی عصر(عج)صلوات. اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ یاران مهدی(عج) مردمانی پولاد دل،سرشار از یقین به خدا و محکم تر از صخره ها هستند:اگر به کوهها روی بیاورند آنهارا متلاشی میکنند. ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ای کاش همه می دانستند دنیایی که در آن حجت خدا نباشد جهنمی بیش نیست، جهنمی که اگر نیک بنگری زبانه های آتش آن همه جا را فرا می گیرد. آری ای دوست: تا زمانی که بهشت ظهور نکرده من و تو مقیم جهنمیم . ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ فِی هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِی کُلِّ سَاعَهٍ وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناًحَتَّى تُسْکِنَهُ أَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا" ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥


